شهید محمدجواد کریمی
کریمی، محمدجواد (1 مرداد ۱۳۳۹- 11 خرداد 1360)، مسئول مهندسی جهاد سازندگی استان فارس.
او در شهر یزد و در خانوادهای روحانی بدنیا آمد. پدرش علی میرزا روحانی و مادرش عشرت عطوفی خانه دار بود. منبع درآمد خانواده نیز، از شهریه طلبگی تأمین میشد. قبل از تولد او، والدین ایشان به دلیل ادامه تحصيل پدر در حوزه علميه يزد، از شیراز به آن شهر نقل مکان کردند و 10 سال در آنجا ساکن بودند و 3 فرزند ایشان نیز در همین شهر متولد شدند؛ که محمدجواد فرزند دوم این خانواده بود (عطوفی، ص3) بعد از آن، به شیراز بازگشته و در خانه اجارهای واقع در محله مهرزاد، پشت میدان تره بار (خیابان غدیر کنونی) ساکن شدند. محمدجواد کریمی از 1344ش به مكتب خانه رفت و 2 جزء از قرآن را حفظ كرد. همچنین پدرش که خود روحانی بود، او را در این امر یاری داد. تحصیلات ابتدایی خود را از 1345ش در دبستان شعله (ساختمان این مدرسه تخریب و تغییر کاربری داده شده) آغاز نمود و در 1353ش، دوران راهنمایی را در مدرسه کریم فاطمی (شهید ابوذر فیروزی کنونی) به اتمام رساند و تا آن زمان، زبان عربی را نیز در محضر پدر آموخت. پس از گذراندن این دوران در مدرسه روزانه، در همان سال، به دلیل وضعیت مالی خانواده و با تصمیم خودش، روزها مشغول کار در تعمیرگاه خودرو شد و شبها به آموختن درس در شیفت شبانه دبیرستان معارف (شهید شهرستانی کنونی) در رشته تجربی پرداخت و 1356ش به تحصیلات خود در مقطع سوم نظری پایان داد. در كنار تحصیل و اشتغال، به كلاس زبان انگليسي در “انجمن ايران ، امريكا” (پس از انقلاب منحل شد) و ورزش جودو رفت. مطالعات دینی و سیاسی خود را از کتابهای آیت الله مطهری و نوار سخنرانیهای امام خمینی(ره) آغاز کرد و همچنین مبلغ کتابها و نوارهای مذهبی در میان دوستان و اطرافیان بود. در همان سال، با اوج گیری فعالیت های انقلابی، اقدام به پخش اعلامیه و شعار نویسی شبانه کرد و در راهپیماییها و تظاهرات علیه حکومت پهلوی شرکت داشت. شبی در بحبوحه اعتراضات، تا ساعت 2 بامداد ماشین های شهربانی را به داخل پارکینگ حرم شاهچراغ برد تا مردم معترض، اموال عمومی را آتش نزنند و بیت المال از بین نرود. مبارزات وی تا جایی ادامه یافت که در یکی از شبهای حکومت نظامی، پهلوی راست ایشان بهوسیله سرنیزه سربازان رژیم پهلوی مجروح شد و 11 بخیه برداشت. (جعفری، ص2-4؛ کریمی، بش).
با شروع جنگ تحمیلی(۳۱ شهریور ۱۳۵۹)، داوطلبانه و به عنوان برقکار و تعمیرکار ماشینآلات مهندسی، در ستاد پشتیبانی جهاد سازندگی استان فارس نامنویسی کرد و 29 مهر 1359، از طریق همان نهاد به جبهه اعزام شد (کریمی، بش).
جهاد سازندگی استان فارس، همزمان با شروع تهاجم ارتش عراق به ايران، با جمعآوري كمكهاي مردمي و ارسال آن به مناطق جنگي جنوب (اهواز، آبادان و خرمشهر)، فعالیت خود را در مناطق جنگی آغاز نمود (معلمی، ص6).
در 4 آبان 1359 و بعد از سقوط خرمشهر، رزمندگان جهاد سازندگی استان فارس به آبادان رفتند و به عبدالرحمن جزايري (مسئول ستاد پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد سازندگی استان فارس) که قبل ازسقوط خرمشهر، با 8 نفر از اهواز به آبادان آمده و در كودكستان محبوبه (جنب استاديوم آبادان) مستقر بودند، پيوستند (معلمی، ص15).
در 5 آبان 1359، کریمی به همراه عبدالرحمن جزایری و سایر نیروها، ستاد جهاد سازندگی استان فارس را در آبادان تشكيل دادند (جعفری، ص2) و با مرتب كردن چند اطاق از کودکستان محبوبه، تعمیرگاه باطري سازي و دینام پیچی را راهاندازی کرد (لالهپرور، ص17). با گسترش فعالیتهای جهاد سازندگی استان فارس در منطقه، به دلیل کمبود جا در آن كودكستان، ساختمانهای اطراف نیز كه شامل يك دبيرستان و محوطهای مربوط به شركت نفت آبادان بود، در اختیار آن نهاد قرار گرفت و محوطه شركت نفت به تعميرگاه تبديل شد (معلمی، ص15).
در اویل آبان همان سال، با محاصره آبادان توسط نیرویهای عراق، تصمیم بر آن شد تا برای جلوگیری از از ورود دشمن به شهر، موانعی از جمله چالههای بزرگ در ورودی ها خيابان های آبادان ایجاد شود که این کار نیاز به در اختیار داشتن دستگاههایی از قبیل لودر و بولدوزر داشت (عاشوری، ص17). به همین منظور، کریمی به عنوان مسئول امور فنی انتخاب شد و مأموریت یافت تا دستگاههای مهندسی موجود در شهر را شناسایی و آنها را به ستاد جهاد سازندگی استان فارس منتقل کند (جعفری، ص2).او يك خودرو شناسايي برای خودش دست و پا کرد و تصویر امام خمینی(ره) را نيز روي كاپوت آن كشيد. با آن ماشین به سطح شهر آبادان و مناطق اطراف رفت و به شناسايي و انتقال دستگاههاي سبک و سنگین به جا مانده دولتی و شخصی پرداخت (لالهپرور، ص18). 1 دستگاه لودر920 در محوطه شركت نفت، 1 دستگاه لودر 66 شخصي، 2 دستگاه بلدوزر كوچك متعلق به شركت ايران- ژاپن و 1 دستگاه بلدوزر رها شده در کوچه شهر آبادان با همت وی به مقر جهاد فارس منتقل و با تعمیرات و سرویسکاری که انجام داد،دستگاهها آماده به کار شدند. اینها اولین امکانات مهندسی جهاد سازندگی استان فارس در منطقه را تشکیل می داد (جزایری، ص7).
در 9 آبان 1359، با هجوم ارتش عراق به کوی ذوالفقاری شهر آبادان از طریق پل شناوری که بر روی رودخانه بهمنشیر نصب کرد، عملیاتی شکل گرفت که با مقاومت نیروهای ایران، دشمن بعثی متحمل اولین شکست خود شد (شیرعلینیا، ص110)؛در جریان عقب نشینی، دشمن تعدادی وسايل و امكانات مهندسي از جمله: لودر، بلدوزر، پل شناور، بيل مكانيكي و کانال کن را به جا گذاشت که به علت حملات توپخانهای، بیشتر آن دستگاهها آسيب ديده بودند. گروه تعمیراتی جهاد فارس با هدایت کریمی به منطقه اعزام شدند تا نسبت به تعمیر دستگاه ها اقدام و در صورت عدم امکان، آنها را به تعمیرگاه مرکزی منتقل کنند. بنابراين بخش عمده دستگاههایی كه در اختیار جهاد سازندگی استان فارس قرار گرفت، همان غنایم بجا مانده از دشمن بود که به وسیله آنها، کار احداث خاکریز، جاده، سنگر، حفر گودال و کانال در منطقه آبادان به انجام رسید و مهندسی رزمی جهاد سازندگی استان فارس، عملا شکل گرفت. این شعار امام خمینی(ره) كه فرمود: ((اسلحه ما دست دشمن است))، در جهاد سازندگي تحقق پيدا كرد. جهاد، اسلحه خود را، كه همان دستگاههاي مهندسي بود، از دشمن گرفت و عليه خودشان به كار برد (معلمی، ص 15-20).
جوانی که به عنوان برقکار وارد جهاد فارس در منطقه شد، معلوم شد که همه فن حریف است. اگر از من پرسیده شود که بنیانگذار مهندسی رزمی در جنگ کیست؟ بنده با تمام قدرت،ایمان و باور خودم محمدجواد کریمی را معرفی می کنم.ایشان یک نابغه بود. هنگامی که در آبادان محاصره بودیم،هیچ چیز نداشتیم و تنها سه دستگاه خودرو سبک داشتیم،ایشان بود که در شهر محاصره شده می گشت و لودر و بلدوزر و تانکر آب،دستگاههای سبک و سنگین سالم و مستعمل و خراب را جمع آوری می کرد و به قرارگاه می آورد. آنها را تعمیر و به کار می گرفت(جزایری،ص 6)
وی با نبوغ خود در تعمیر و راه اندازی انواع امکانات مهندسی، حتی دستگاههایی که تاکنون با آنها مواجه نشده بود، از جمله: پلهای شناور آبی- خاکی، کانالکن ها و غیره، یک واحد مکانیزه را در پشتیبانی جنگ جهاد سازندگی استان فارس به وجود آورد. از همین رو، به وی، لقب کارخانه ماشین سازی داده شد (همو، ص7). او با یافتن مکان اتصال و جداسازی قطعات پل شناوری که ارتش عراق به روي رودخانه بهمنشير نصب کرده بود، پل را به شکل قطعات کوچکتر قابل حمل درآورد (حسینی و مشایخی، ص80) و پس از یافتن استارت اتوماتیک آن، موتور دستگاه را روشن کرد. در حین حرکت شناور در نخلستان، زنجيرهايش قفل و متوقف شد. با اینکه پس از بررسی دستگاه توسط افسر نيروي زميني که راننده تانک چیفتن انگلیسی بود، به علت روسی بودن سیستم کنترل شناور، کاری از پیش نرفت، کریمی از تعمیر دستگاه ناامید نشد و مجددا آن را راه اندازی نمود و به ستاد جهاد سازندگی استان فارس در آبادان منتقل کرد (معلمی، ص19). از دیگر اقدامات او، تعمیر موتور گیرپاژ کرده دستگاه کانالكن اتوماتيك عراقی بود (حسینی و مشایخی، ص80). او به همراه تعدادی از نیروهای مهندسی، با تلاش شبانه روزی و مستمر، آن دستگاه غنیمتی را راه اندازی نمود و طرز کار با آنرا نیز به دیگران آموخت. به وسیله آن دستگاه، تا مدتها در جبهه جنوب و منطقه آبادان، كانالهايي بين خط اول و دوم و مسيرهاي تردد نيروهاي رزمي احداث شد (میرشفیعیان، ص36).
در پاییز 1359ش، نیروهای سپاه آذربایجان به منطقه آبادان اعزام شدند و فاقد هرگونه امكانات رزمي بودند. کریمی با بررسی وضعيت آنان، 2 دستگاه پی ام پي ارتش را که در کنار پل خرمشهر زمینگیر شده بود، سرویس و راه اندازي نمود و به سپاه آذربايجان تحویل داد (رفعتی، ص16؛ سلیمانپور، ص51). واحدهاي مستقر در آبادان نیز، اگر مشكلي در رابطه با دستگاه های مهندسی داشتند، به وی مراجعه ميكردند (میرشفیعیان، ص36).
کریمی، در کنار باطریسازی و تعمیرات برقی خودروها و دستگاههای مهندسی، پس از تاریکی هوا، کار با دستگاه لودر و بلدوزر را در خط مقدم آغاز کرده و تا ساعت ۳ الی 4 بامداد، به احداث خاكريز ميپرداخت (رفعتی، ص16). به هنگام کار با دستگاه، در انگشت دست خود خراشی ایجاد مینمود و آنرا در یک ظرف حاوی آب اسید فرو میکرد. این عمل باعث سوزش زخم میشد تا خستگی ناشی از انجام کار مداوم، مانع ادامه عملیات نشود (رهیافتگان، ص119). نيروهاي رزمي، با مستقر شدن در پشت خاكريزها، هنگامی که مشاهده مینمودند دستگاههاي مهندسي وجود دارد و كساني براي حفظ جان آنها خاكريز احداث میکنند و پشتیبانشان هستند، بهتر ميتوانستند در جنگ مقاومت نمايند (جزایری، ص7).
به جهت انجام مأموریت آبرسانی به منطقه، یک تانكر سیار بزرگ مملو از قیر به ستاد جهاد آورده شد. كريمي، داوطلبانه مسئولیت تخلیه قیرها را به عهده گرفت و به وسیله حرارت، قیرها را از بدنه تانکر زدود و پس از ۲ شبانه روز، آن را به طور کامل پاک نمود و آب شرب بین رزمندگان توزیع شد (دباغ منش، ص8)
او در ۲4 اردیبهشت 1360، در عملیات شیخ فضلالله نوری (معروف به عملیات مَدَن) به فرماندهی رضا مؤذنی (شهادت: اردیبهشت 1360)، که با مشارکت موفق و هماهنگ سپاه، ارتش و جهاد سازندگی، منجر به 2 کیلومتر پیشروی نیروهای خودی و تسخیر تپههای «مدن» در شمال آبادان شد، به عنوان مسئول مهندسی محور عملیاتی، شرکت داشت.(سندش003/01/4/5/1/6) در این نبرد که نیروهای جهاد سازندگی استان فارس موفق به نصب 2 پل بشکهای بر روی رودخانه بهمنشیر با مشارکت جهاد سازندگی آبادان و نجفآباد، احداث 17 کیلومتر خاکریز و 5/6 کیلومتر جاده، تأمین امکانات سنگرسازی به همراه 3 فروند قایق نجات و 1 دستگاه آمبولانس، حمل و انتقال مهمات، تهیه غذا و آبرسانی به رزمندگان شدند(سند ش 004/01/4/5/1/6؛ نيز براي اطلاع از جزئيات بيشتر این عمليات ر.ك: حبیبی و رخصتطلب، ص102) اوو تیم تحت فرمانش توانستند تا ۵ صبح،چهار کیلومتر خاكریز احداث و آنرا به خاکریز نیروهای خودی متصل کنند (حسینی و مشایخی، ص98)
در خرداد 1360، عملیاتی با مشارکت جهاد سازندگی استانهای اصفهان و فارس، با هدف تقويت بنيه دفاعي و حفظ موقعيت محور عملياتي سه راهي كارون- بهمنشير در منطقه فیاضیه آبادان آغاز شد. قرار بر اين بود خاكريزي در آن نقطه احداث و كانالي نيز جهت تردد نيروهاي رزمي به خطوط مقدم و كمين ایجاد شود. آن منطقه، موقعیت خوبي براي نفوذ به مواضع ارتش عراق بود؛ به همین دلیل، دشمن از تقويت مواضع ایران در آن نقطه واهمه داشت و دائما آنجا را زير آتش قرار ميداد. رزمندگان مهندسی رزمی جهاد بی اعتنا به اینکه در تیررس کامل دشمن هستند ومرتب از سمت نخلستان هاي خرمشهر مورد اصابت گلوله قرار میگرفتند، کار احداث خاکریز را انجام رساندند. در ۱۱ خرداد 1360 که مصادف با شب بعثت پیامبر اکرم(ص)بود، محمدجوادکریمی در حین انجام مأموریت، بر اثر اصابت ترکش خمپاره دشمن، به شهادت رسید. (لاله پرور، ص35؛ میرشفیعیان، ص38).
پیکر وی با حضور انبوه مردم و همکاران جهادسازندگی تشیع، در گلزار شهدای دارالرحمه شهر شیراز، واقع در قطعه ۳، ردیف ۷، شماره ۱۸ به خاک سپرده شد (کریمی، بش).
از خصوصیات بارز اخلاقی وی میتوان به مهربانی، بخشندگی، تواضع، تقوا، ادب، انصاف، رعایت اخلاق و احترام در برخورد با خانواده و دیگران، ظلم ستیزی و دفاع از حق مظلومان اشاره کرد. او به این حدیث امام علي(ع) که فرمودند: «فرزندان من، همواره ياور مظلوم و دشمن ظالمان باشيد» (نهج البلاغه، نامه47). عمل مينمود (عطوفی، ص5).
کریمی از اولین نفرات تشکیل دهنده ستاد پشتیبانی جنگ جهاد سازندگی استان فارس در آبادان، و یکی از الگوهای بزرگ برای سایر فرماندهان سنگر ساز بیسنگر واحد مهندسی رزمی جهاد بود. او با روحیه مصمم خود، سختترین مأموریتها را میپذیرفت به دیگر رزمندگان، اميد و شجاعت میبخشید (میرشفیعیان، ص37) و به گفته جزایری: ارزش وجودی او، معادل دشتی پر از مرد بود (حسینی و مشایخی، ص69).
در آخرین اعزامش به شیراز، بعد از انجام مأموریت، به خانه نرفت و شب را در ساختمان سازمان جهاد سازندگی سپری کرد و صبح روز بعد به جبهه بازگشت. زمانی که علت این کار را از ایشان پرسیدند، پاسخ داد: ((از وسوسه شيطان ميترسم؛ که مبادا اشكهاي مادرم را ببينم، مردد شوم و از رفتن خودداري كنم)). در طول مدت حضور در جبهه، تنها 2 بار به مرخصی رفت و در نامهای به خانواده خود چنین نوشت: ((از من توقع آمدن نداشته باشيد. در جبهه كارهاي زيادي دارم. انشاءالله وقتي ميآيم كه راه كربلا باز شده باشد و با هم به زيارت برويم)) (عطوفی،ص6).
هدف او كار كردن بود و نوع کار برایش تفاوتی نداشت. به خط مقدم رفته و نقاط ضعف را بررسی و براي رفع آن برنامه ريزي ميکرد. به عنوان مثال؛ اگر یک دستگاه تانك روبروي خاكريزی مستقر شده بود، به تقويت آن خاكريز ميپرداخت (سلیمان پور، ص54).
کریمی نیروسازی در حین جنگ را به رزمندگان آموخت. در هنگام کار، یک الی دو نفر را به همراه داشت تا مهندسی رزمی از جمله: تعمیرات و راه اندازی دستگاههای سبک و سنگین و چگونگی بهکارگیری دستگاههای مهندسی برای احداث بیشترین خاکریز در خط مقدم، را به آنان بیاموزد که در صورت شهادت یا غیبت نیروهای اصلی، جانشینی برای آنان باشد و در نبودشان ایفای نقش کند (حسینی و مشایخی، ص69).
او جزو نيروهاي انگشت شماري بود كه در بسياري از تصميمگيري هاي مهم در كار جنگ و جبهه آبادان تأثیر مستقيم داشت و اطلاعات و نظرياتش مورد استفاده قرار گرفت. هیچگاه در تعيين مسير احداث خاكريزها، اشتباه نكرد. در هنگام شناسايي منطقه عملیات مهندسی، بهترين روشها كه باعث تضعیف دشمن ميشد، ارائه ميداد. او قبل از جنگ دوره نظامي ندید، اما فرماندهان نظامي با شنيدن نظرياتش، گمان ميكردند كه وی دورههاي مربوطه را طي كرده است. شهادت وی براي رزمندگان جهاد سازندگی مستقر در آبادان و تمامی نيروهاي رزمي كه او را ميشناختند بسيار ناگوار بود اما آنان را در انجام کار و پاسداری از مواضع و اهداف اسلام، مصممتر ساخت (میرشفیعیان، ص38).
شهید نمونه یک جهادگر به تمام معنی حاضر در جنگ بود.او معلم ما بود. من افتخار می کنم که بسیاری از درس ها را در جنگ در حالی که آن موقع 50 ساله بودم ار ایشان یاد بگیرم و نیز بسیاری از جهادگران از ایشان درس های فراوانی را یاد گرفتند. او دریایی بود از همت و غیرت و کار و تلاش(جزایری،ص5)
پس از شهادت او، در سال 1361ش، برادر کوچکترش علیاصغر کریمی، به عنوان نیروی داوطلب بسیجی، به استان کردستان اعزام و در سپاه مهاباد مشغول به خدمت شد و از سال 1362ش، برادر بزرگتر او، احمد کریمی با عضویت در جهادسازندگی استان فارس، به عنوان تعمیرکار در جبهه آبادان و شلمچه حضور داشت (کریمی، بش).
در زمستان سال 1378، به همت ستاد یادواره شهدا و سرداران شهید مهندسی رزمی جهادسازندگی فارس و گروه تلوزیونی جهاد، مجموعه مستند داستانی «عاشقان بیسنگر» ساخته شد. قسمت اول این مجموعه مستند، فیلم «فصل قاصدکها» با موضوع شهید محمدجواد کریمی است. کارگردانان این فیلم 42 دقیقهای محمود پورکمالی و محمداسماعیل پیمان و مدیر پروژه آن جمال جعفری میباشد. این فیلم که با همکاری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فارس، انجمن سینمایی دفاع مقدس، فرماندهی مرکز آموزش زرهی شیراز، فرماندهی نیروی انتظامی فارس، انجمن سینمای جوان شیراز و سازمان میراث فرهنگی استان فارس تهیه شده از سیمای مرکز فارس نیز به نمایش درآمده است. (جعفری، بش)
مآخذ: جعفری، جمال، زندگینامه محمدجواد کریمی، بازبینی نهایی بهار 1384، موجود در مرکز اسناد دفاع مقدس جهاد کشاورزی استان فارس؛ جهاد سازندگی استان فارس، سند ش003/01/4/5/1/6، موجود در مرکز اسناد و کتابخانه ملی استان فارس؛ جهاد سازندگی استان فارس، سند ش004/01/4/5/1/6، موجود در همانجا؛ حبیبی، ابوالقاسم و محسن رخصتطلب، آبادان در جنگ، (جنگ ایران و عراق)، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 1382ش؛ حسینی، محمدرضا و علی مشایخی، تجربه کار گروهی در پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد سازندگی به روایت عبدالرحمن جزایری، 1398ش؛ رهیافتگان-دفتر سیزدهم، (زندگینامه 40 شهید جهاد سازندگی)، اداره کل امور ایثارگران وزارت جهاد کشاورزی، تهران: انتشارات قلمرو فرهنگ، 1389ش؛ سلیمانپور، سیما، صدایی از دل خاکستر، (خاطرات جهادگر جانباز سید حمید نقیب القراء)، شیراز: لورزا، 1387ش؛ شیرعلینیا، جعفر، دایره المعارف مصور تاریخ جنگ (جنگ ایران و عراق)، تهران: سایان، 1392ش؛ علیبنابیطالب(ع) امام اول، 23قبل از هجرت-40ق، نهجالبلاغه فارسی-عربی، دشتی.محمد، قم: مؤسسه تحقیقاتی امیرالمؤمنین(ع) ،1383ش؛ لالهپرور.محسن، (نقش مهندسي رزمي جهاد سازندگی استان فارس در جنگ)، بازبینی نهایی بهار 1384، سند ش 56/5/8/5/1/6، موجود در مرکز اسناد دفاع مقدس جهاد کشاورزی استان فارس؛ کریمی،احمد، سیده زهرا، میرشفیعیان، 23 مرداد 1399؛ معلمی.عباس، (نقش مهندسي رزمي جهاد سازندگی استان فارس در جنگ)، بازبيني نهايي دی 1384، سند ش 22/2/9/5/1/6 ، موجود در همانجا؛ میرشفیعیان، سیدجواد، نقش مهندسی رزمی جهاد سازندگی استان فارس در جنگ، بازبینی نهایی بهار 1384، سند ش30/3/9/5/1/6، موجود در همانجا.
سیده زهرا میرشفیعیان