شهید حسام دوست فاطمه
دوستفاطمه، حسام (18خرداد1340- 14فروردین 1367) فرمانده تیپ مهندسی رزمی امامصادق(ع) جهاد سازندگی. او در خیابان ذوالانوار (صاحبدیوانی قدیم) شهر شیراز و در خانوادهای مذهبی به دنیا آمد. پدرش علیاکبر، از بازاریان مؤمن شیراز بود؛ اما در حالی که حسام ده سال بیشتر نداشت به طور ناگهانی از دنیا رفت. مادرش، نزاکت معین و برادر بزرگترش مسعود دوست فاطمه بار سنگین زندگی را به دوش کشیدند و با همت ایشان از تحصیلات بازنماند و مقاطع ابتدایی و متوسطه را تا اخذ دیپلم در مدرسه ملی شیراز که از مدارس نمونه این شهر بود با موفقیت پشت سر گذاشت. در دوران تحصیل به درس خواندن بسیار علاقهمند بود و از دانشآموزان ممتاز مدرسه به شمار میرفت. (دوستفاطمه، بش)
در زمان انقلاب همراه با دوستان خود در مسجدالرضای شیراز در تظاهرات مشارکت فعال داشت. (شرفی، ص1) بحثهای سیاسی که با افراد سرشناس فامیل انجام میداد، خط فکری او و پیرویش از امام خمینی(ره) را برای همه آشکار ساخت. پس از پیروزی انقلاب، همراه با نیروهای کمیته انقلاب اسلامی از امنیت شهر محافظت میکرد. در سال 1358ش با پذیرفته شدن در کنکور سراسری به دانشگاه شیراز راه یافت و به تحصیل در رشته مهندسی شیمی پرداخت؛ اما هنوز ترم اول را به پایان نرسانده بود که جوّ دانشگاه به دلیل درگیری طیفهای مختلف دانشجویی با هم، متشنج شد. این درگیریها که حسام نیز در آن حضور پررنگی داشت به دلیل مخالفت دانشجویان پیرو خط امام با حضور گروههای ضد انقلاب در دانشگاه صورت گرفت که در نهایت در بهار 1359 به انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاهها انجامید.(معین، بش)
فرصت فراهم شده به دلیل انقلاب فرهنگی او را به فعالیت در نهادهای انقلابی سوق داد و به عضویت هیئت هفت نفره واگذاری زمین در استان فارس درآمد.(دوستفاطمه، بش) پس از آن در سال 1360ش همکاری خود با جهاد سازندگی استان فارس را به عنوان مسئول واحد «شوراها و بسیج» این نهاد انقلابی آغاز کرد. جهاد سازندگی که از ابتدای جنگ تحمیلی (مهر1359) دوشادوش نیروهای نظامی در دفاع مقدس حضور داشت، پس از اندکی به عنوان یکی از ارکان جنگ به شمار می رفت که وظیفه پشتیبانی از رزمندگان و انجام امور مهندسی در مناطق جنگی را به عهده داشت. ارتباط مستمر و صمیمانه دوستفاطمه با اعضای شوراهای روستایی از سویی و ارتباط او با مناطق عملیاتی دفاع مقدس از سوی دیگر، باعث شد که مسئولیت آموزش و اعزام اعضای این شوراها به جبهه را برعهده گیرد. آموزش نیروها در اردوگاه شهید دستغیب شیراز پیش از اعزام انجام میگرفت. این اعزامها در جهت فراهم کردن زمینه آشنایی بیشتر و حضور فعال اعضای شوراهای روستایی و جهاد شهرستانها در جنگ انجام میگرفت.(شرفی، ص1)
دوستفاطمه با بازگشایی دوباره دانشگاهها در سال 1361ش به ادامه تحصیل پرداخت؛ اما همزمان ارتباط خود را از طریق جهاد فارس با جبهههای نبرد حفظ کرد. در سال 1362ش با خانم عفتالسادات اسدزاده ازدواج کرد که ثمره آن دو دختر با نامهای ساره و سمانه بود. خانواده دوستی او، همچنان در کلام مادر و همسرش هویدا است اما حسام نیز مانند سایر همرزمانش، جنگ را اولویت زندگی خود میدانست تا جایی که از اواخر سال 1364ش به طور مستمر در پشتیبانی جنگ جهاد حضور داشت.(اسدزاده، بش)
بعد از عملیات والفجر8 در زمستان 1364ش حضور او در مناطق جنگی پررنگتر بود و همین مسأله باعث آشنایی بیشتر مسئولین قرارگاه کربلای جهاد با شخصیت و توانمندیهای او شد. درحالیکه بیشتر از دو سه واحد از پایان تحصیلاتش در مقطع لیسانس باقی نمانده بود، به دلیل حجم سنگین فعالیتهای جهاد در آن زمان، حاضر به بازگشت به شیراز و پایان دادن به تحصیلات خود نشد.(دوستفاطمه، بش) چند ماه بعد و در اوایل سال 1365ش از طرف مسئولین این قرارگاه به عنوان مسئول امور جهادگران و پس از مدت کوتاهی مسئول واحد یگان دریایی این قرارگاه منصوب شد. در آن زمان جنگ در منطقه فاو به صورت آبی- خاکی بود و این مسئولیت اهمیت بالایی داشت و حسام نیز از عهده آن به خوبی برآمد. حسینعلی عظیمی، مسئول ستاد قرارگاه کربلای جهاد در اینباره میگوید: «بعد از عملیات والفجر8 و قبل از کربلای5 (19/10/1365) هجوم زیادی از طرف دانشجویان به جبهه برای فعالیت در تخصصهای مختلف مورد نیاز، صورت گرفت… . ما نیرویی نداشتیم که بتواند این دانشجویان را ساماندهی و در واحدهای تخصصی قرارگاه تقسیم کند. آقای شمایلی با شناختی که از نیروهای جهاد فارس داشت ایشان (دوستفاطمه) را معرفی کرد. کار را برایش توضیح دادم و خیلی زود مأموریت را شروع کرد. واحدهای تخصصی زیادی در آنجا داشتیم، کمیته آب با طیفی از کارهای مربوط به کانال و پل و محاسبات هیدرولیک، کمیته عمران و استحکامات و راهسازی در زمینهای باتلاقی، واحد تحقیقات مهندسی و کارگاههای فنی مربوط به آن، قسمت ش. م. ه. و بهداشت و درمان و واحدهای دیگر که مجموعاً شانزده هفده مجموعه تخصصی را شامل میشد و تقسیم این دانشجویان و نیروهای تخصصی در این واحدها کار سنگینی بود که ایشان خیلی خوب از عهده آن برآمد.»(عظیمی، بش)
دوستفاطمه پس از نشان دادن قابلیتهای مدیریتی خود در قرارگاه کربلا، در تاریخ 19مهر 1366ش به رغم تمایل شخصی، به عنوان فرمانده تیپ مهندسی رزمی امام صادق(ع) جهاد فارس منصوب شد. (سند ش. 20104) او این مسئولیت را با اصرار قرارگاه پذیرفت اما مدام درخواست تغییر جایگاه خود و ارائه خدمت در کسوت نیرویی معمولی در جهاد فارس یا قرارگاه کربلا داشت. در اسفند1366 به جهاد فارس مأموریت داده شد که گروهی را به منطقه عملیاتی غرب کشور اعزام کنند تا در مهندسی عملیات والفجر10(24/12/66-29/12/66ش) مشارکت نمایند؛ بنابراین تصمیم بر این شد که مسئولین جهاد فارس، رسیدگی به درخواست او برای تغییر مسئولیتش را به بعد از انجام عملیات موکول کنند. ابتدا گروهی از نیروهای زبده مهندسی رزمی جهاد فارس به منطقه عملیاتی اعزام شدند و حسام در آبادان ماند. مقر جهاد فارس در کنار کوه ملهخور مریوان احداث شد و نیروها در آنجا مستقر شدند. بخشی از کار احداث جاده دسترسی به منطقه عملیاتی حلبچه، به عهده جهاد فارس قرار گرفت و حسام از آبادان هماهنگیها برای اعزام ماشینآلات و پشتیبانیهای لازم را انجام میداد. تا اینکه در زمان عملیات به دلیل افزایش حجم فعالیتها، شخصاً به منطقه عملیاتی رهسپار شد و به هماهنگی امور و هدایت نیروها پرداخت. پس از انجام موفق عملیات و آزادسازی حلبچه، فعالیتهای مهندسی، بلافاصله پس از پیشروی نیروهای رزمنده سرعت گرفت و جهادگران به تحکیم مواضع خودی در دشت حلبچه پرداختند.(رضوی، ص12)
اما پس از اندکی شهر حلبچه و مقرهای پشتیبانی به شدت بمباران شیمیایی شد. مقر جهاد فارس هم از این بمباران در امان نبود و جمع زیادی از جهادگران از جمله حسام دوستفاطمه به شدت مجروح شدند. او و چند تن از همرزمانش را برای مداوا ابتدا به یزد و پس از آن به شیراز منتقل کردند، اما به دلیل شدت جراحات ناشی از گازهای شیمیایی، پانزده روز پس از مجروحیت و در تاریخ 14 فروردین 1367ش در بیمارستان به شهادت رسید.(همان)
شهید دوستفاطمه در تمام مدت حضورش در جبهههای نبرد اهمیت بسیاری به مسائل عبادی و معنوی میداد. او در آخرین روز حیات خود در بیمارستان، در ملاقاتی که با مسئول دفتر نمایندگی امام خمینی(ره) در جهاد سازندگی استان فارس داشت مصرانه از او میخواهد که پیامش را به امام برساند و از او بخواهد که او را در قیامت شفاعت کند.(شرفی، ص4)
پیکر مطهرش پس از تشییع در گلزار شهدای دارالرحمه شیراز به خاک سپرده شد. در تاریخ 22/12/1368 به پاس رشادتهای این شهید بزرگوار در دفاع از میهن اسلامی، دانشنامهای با درجه کارشناسی افتخاری در رشته «مدیریت اقتصاد» از طرف اداره کل امور فارغ التحصیلان وزارت فرهنگ و آموزش عالی به او اعطا گردیده است. (جهاد کشاورزی…)
مآخذ: جهاد کشاورزی استان فارس، آرشیو اسناد دفاع مقدس؛ فیلم مصاحبه با نزاکت معین (مادر شهید)، عفتالسادات اسدزاده (همسر شهید)، مسعود دوستفاطمه (برادر شهید)، موجود در آرشیو اسناد دفاع مقدس سازمان جهاد کشاورزی استان فارس؛ رضوی، سید عبدالکریم و جواد شرفی (از اعضای جهاد سازندگی استان فارس)، جمال جعفری، 1384؛ عظیمی، حسینعلی (مسئول ستاد قرارگاه کربلای جهاد سازندگی در دفاع مقدس)، عبدالله عظیمی، 1398
محمدرضا حسینی