شهید جمال فروهر حقیقی
فروهر حقیقی، جمال(1 فروردین1341- 10 اسفند1364) معاون مهندسی تیپ مهندسی رزمی امام صادق(ع) جهاد سازندگی استان فارس.
او به عنوان فرزند سوم خانوادهای اهل ایمان، در محله مهرزاد شهر شیراز متولد شد. پدرش جلال فروهرحقیقی، راننده دستگاه کامیون و مادرش پروین رودشتیان، خانهدار بود. وی تحصیلاتش را از 1347ش در دبستان پهلوی (شرفی کنونی) آغاز کرد. در 1355ش تحصیلات راهنمایی خود را در مدرسه بلوچی به پایان رساند و در همان سال به هنرستان خدمات (هم اکنون منحل شده) وارد و در 1359ش موفق به اخذ دیپلم فنیوحرفهای گردید (رهیافتگان، ص 341-342؛ فروهرحقیقی، بش).
وی از سنین کودکی، شروع به اقامه نمازهای یومیه کرد و به همراه خانواده در مراسم مذهبی شرکت مینمود. او از 1356ش و با شروع قیام مردم علیه رژیم پهلوی (1304-1357ش)، به صف مبارزات پیوست. در مهر 1357 و پس از تعطیلی مراکز آموزشی و گسترش اعتراضات، جمال فروهرحقیقی نیز در تظاهرات و راهپیماییها حضوری فعال یافت و پس از پیروزی انقلاب در بهمن همان سال، در کنار تحصیل، به فعالیتهای فرهنگی و مذهبی خود ادامه داد (رودشتیان، بش؛ رهیافتگان، ص 342-344).
در 27 خرداد 1358، فرمان امام خمینی(ره) مبنی بر تشکیل سازمان مردم نهاد «جهاد سازندگی»، با هدف رفع محرومیتهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه، صادر شد و در تابستان 1358ش، فروهرحقیقی به این سازمان مردمی پیوست و به فعالیتهای داوطلبانه فرهنگی و سازندگی در مناطق محروم کشور پرداخت (همان، ص 344).
وی پس از آغاز جنگ تحمیلی (31 شهریور 1359)، در صدد کسب اجازه از والدین خود جهت حضور در جبهه برآمد و سرانجام در 2 دی 1360، از طریق ستاد اعزام جهاد سازندگی شهر شیراز و به عنوان نیروی داوطلب جهادگر، به جبهههای جنوب اعزام شد و در مقر پشتیبانی و مهندسی جهاد سازندگی استان فارس در منطقه آبادان، تحت آموزشهای فنی و رانندگی دستگاههای مهندسی قرار گرفت (جهاد…،«گواهی خدمت»، سند ش 17402/2/6، بش؛ رهیافتگان، ص 345-346).
در ۲ فروردین ۱۳۶۱، «عملیات فتح المبین» آغاز گردید (شیرعلینیا، ص 118) و فروهرحقیقی در این عملیات به عنوان راننده دستگاه کامیون، در عملیات مهندسی جهاد سازندگی استان فارس در منطقه عمومی شوش، مشارکتی فعال داشت (فرهمند، بش).
او در 10 اردیبهشت 1361، به عنوان راننده دستگاه لودر، در «عملیات بیت المقدس» شرکت نمود که در خلال این عملیات از ناحیه زانو مجروح گردید و به مدت 2 هفته در بیمارستان امام رضا(ع) شهر مشهد بستری شد (فروهرحقیقی، بش). وی همچنین با شرکت در «عملیات رمضان» (24 تیر 1361) با همان عنوان، به احداث مواضع دفاعی و مهندسی در محورهای عملیاتی خرمشهر و شرق شهر بصره عراق اقدام نمود (صبوری، بش).
او در پاییز 1361ش، به عنوان راننده دستگاههای مهندسی به احداث جاده و خاکریز در ارتفاعات منطقه عمومی سومار در خلال «عملیات مسلم ابن عقیل» (9 مهر 1361) و ساخت مواضع دفاعی و مهندسی در محور عین خوش- زبیدات در «عملیات محرم» (10 آبان 1361)، پرداخت (جهاد…، اسناد ش 8/3/5/5/1/6، 33/1/42/5/1/6، بش؛ صبوری، بش).
از اسفند 1361، عملیات احداث جاده شهدا که از انتهای جاده چوئبده در حاشیه رودخانه بهمنشیر، شروع و با طول 22 کیلومتر و عرض 11 متر، به سه راهی ام القصر در جاده اروند کنار ختم میشد، آغاز گردید و فروهرحقیقی در این عملیات به عنوان مسئول محور مهندسی جهاد سازندگی استان فارس، به فعالیتهایی از جمله احداث جاده به وسیله دستگاههای لودر و بولدوزر، آبپاشی جاده به وسیله دستگاه تانکر آبپاش و غیره مشغول شد (اصغری، ص 688-691؛ عاشوری، بش).
او در ۲۹ تیر ۱۳۶۲، به عنوان مسئول یکی از محورهای عملیات مهندسی در «عملیات والفجر ۲» که در منطقه غرب پیرانشهر استان آذربایجان غربی آغاز گردید، شرکت کرد و به همراه دیگر نیروهای جهاد سازندگی استان فارس، به احداث خاکریز و جاده در سمت چپ ارتفاعات محور عملیاتی (ارتفاعات گردمند و کلو) اقدام نمود (اصغری، ص 638، 652). او در خلال این عملیات، با توجه به احساس نیاز به راننده دستگاه گریدر در احداث جادههای قمطره و تمرچین، تحت آموزش کار با این دستگاه قرار گرفت و در کمترین زمان ممکن، در رانندگی دستگاه گریدر نیز مهارت یافت (ظریفکار، بش).
در 3 اسفند 1362، «عملیات خیبر» در محورهای عملیاتی جنوب غربی ایران تا شمال شرقی عراق انجام گرفت (شیرعلینیا، ص281-283) و مهندسی جنگ جهاد سازندگی استان فارس، متشکل از 3 گروه مهندسی، از منطقه عملیاتی شلمچه تا منطقه عملیاتی طلاییه حضور داشت. فروهرحقیقی در این عملیات، فرماندهی یکی از 3 گروه مهندسی جنگ جهاد سازندگی استان فارس، حد فاصل محور کوشک تا پاسگاه زید را بر عهده گرفت. همچنین او در 21 اسفند همان سال، با گره خوردن عملیات خیبر در جزایر مجنون (شمال شهر بصره عراق)، به عنوان مسئول یکی از تیمهای مهندسی، در عملیات خاکریز زنی مهندسی کوشک شرکت کرد و در 23 اسفند 1362، در خلال این عملیات، توسط ترکش خمپاره از ناحیه کتف دچار مجروحیت شد (اصغری، ص 753، 772؛ فروهرحقیقی، بش).
وی در 16 فروردین 1363، به همراه دیگر جهادگران استان فارس، با حمل دستگاههای مهندسی بهوسیله سطحههای شناور، وارد جزیره مجنون شد و به عنوان راننده ماشینآلات سنگین، در عملیات ساخت دژ مرکزی جزیره مجنون با هدف انحراف آب رها شده در منطقه توسط ارتش عراق، شرکت نمود (اصغری، ص 772-776؛ جهاد…، سند ش: 002/2/6/5/1/6، بش).
او از اواخر بهار 1363ش، به عنوان مسئول محورهای مهندسی و راننده دستگاههای سنگین، به ارائه طرح عملیات، فعالیتهای مهندسی و جبههسازی در ناحیه جنوبی جزیره مینو و شرق خرمشهر برای اجرای عملیات انجام نشده ظفر پرداخت. بخشی از فعالیتهای او و دیگر جهادگران استان فارس عبارت است از: ساحل سازی در حاشیه اروند رود، ساخت فنداسیون بتنی جهت احداث سریع پلها بر روی رودخانه اروند در حین عملیات، طراحی و اجرای فرش باتلاقی با تعبیه تختههای خاصی بر روی شنی دستگاههای سنگین جهت عبور در باتلاق و نیزار، طراحی و اجرای باک اضافه دستگاههای مهندسی و غیره (اصغری، ص 800-802؛ عاشوری، بش).
وی در اوایل پاییز 1363ش، به عنوان مسئول محور مهندسی، در عملیات احداث کانال ابوالفضل(ع) (کانال ارتباطی بین رودخانه بهمنشیر و اروند)، با هدف آماده سازی مقدمات عملیات رزمی و امکان انتقال نیرو و مهمات با استفاده از ادوات شناور، شرکت نمود (اصغری، ص 717؛ میرشفیعیان، بش).
او در آذر 1363، با تخصیص سهمیه سفر حج از قرارگاه مهندسی کربلا به ستاد پشتیبانی مهندسی جنگ جهاد سازندگی استان فارس، به همراه گروهی از رزمندگان این نهاد، به سفر حج اعزام شد (عاشوری، بش).
وی در 13 بهمن 1363، حین انجام عملیات اسکورت دستگاههای مهندسی در منطقه بوشهر، در اثر تصادف خودرو، دچار شکستگی از ناحیه سر گردید (جهاد…، «گواهی مجروحیت»، سند ش 21، بش).
او با شرکت در «عملیات بدر» (20 اسفند 1363) و «قادر» (24 تیر 1364)، علاوه بر قبول مسئولیت محورهای مهندسی، به وسیله دستگاههای سنگین به ویژه دستگاه گریدر، به همراه دیگر نیروها، به احداث شبکه راهها و مواضع دفاعی و مهندسی در مناطق عملیاتی اشتغال داشت (میرشفیعیان، بش).
در اوایل پاییز 1364ش، بمباران جزیره خارک توسط ارتش عراق شدت گرفت. با توجه به صادارت 90 درصدی نفت ایران از این جزیره و موقعیت استراتژیک منطقه، بخشهایی از جهاد سازندگی استان فارس با محوریت قرارگاه نوح نبی(ع)، با هدف احداث مواضع پدافندی، به جزیره خارک اعزام شد. فروهر حقیقی نیز با شرکت در این عملیات به عنوان مسئول محور مهندسی، به ساخت مواضع و استحکامات دفاعی و پدافندی پرداخت (اصغری، ص 910-911).
در 19 بهمن 1364، «عملیات والفجر 8» آغاز شد و جمال فروهرحقیقی به عنوان فرمانده گروهی موسوم به «گروه نجات آهو»، به ایفای وظایف پرداخت. هدف این گروه متشکل از مكانيك، برقكار و راننده دستگاههای مهندسی، این بود که به محض شكستن خط مقدم توسط نیروهای رزمی، از اروند رود عبور کرده و با غنيمتگرفتن دستگاههاي مهندسی عراق و راهاندازي آنها، به ایجاد مواضع دفاعی مورد نیاز رزمندگان پرداخته و تلفات را به حداقل برسانند. خاکریز احداث شده توسط این گروه در بین جاده البهار و بصره، نقش مهمی در پیشروی رزمندگان و دور کردن دشمن از مواضع خود داشت. فروهرحقیقی در 26 بهمن همان سال، در حال انتقال دستگاههای مهندسی به بندر امالقصر عراق (منطقه عملیاتی فاو)، بر اثر اصابت ترکش راکت حملات هوایی رژیم بعث، از ناحیه صورت مجروح و جهت درمان به بیمارستانی در شهر تهران اعزام شد و پس از درمانی سطحی به منطقه بازگشت. او پس از شهادت خلیل پرویزی (27 بهمن 1364) در عملیات والفجر 8، به عنوان معاون فرمانده مهندسی جهاد سازندگی استان فارس منصوب گردید (همو، ص 962-990؛ پورجعفری، بش؛ میرشفیعیان، بش).
وی در 10 اسفند همان سال، به جهت بازدید از مناطق عملیاتی و تعمیر یک دستگاه بیلمکانیکی، به کارخانه نمک شهر فاو رفت که در همان نقطه، ترکشی ناشی از انفجار خمپاره به پشت سر و گردن وی اصابت کرد و به علت شدت جراحت، به درجه رفیع شهادت نائل گردید (جهاد…، «گواهی شهادت»، سند ش 12410، بش؛ عاشوری، بش).
از خصوصیات بارز اخلاقی وی میتوان به: احترام به والدین، امر به معروف و نهی از منکر، صبر، تواضع، حسن اخلاق، شوخ طبعی، ساده زیستی، امانتداری و وظیفهشناسی اشاره کرد.
فروهرحقیقی با هوش مهندسی و پشتکار بالای خود، به بهترین شکل در امور فنی و رانندگی دستگاههای سنگین مهندسی تبحر یافت. وی با توجه به نیاز و شرایط منطقه، به سرعت وارد عمل میشد، گاهي به دليل كمبود راننده، با دستگاه كمپرسي كار ميكرد و یا رانندگی تانکر آبپاش، ماشین حمل سوخت و یا دیگر دستگاههای سنگین را بر عهده میگرفت. او با قدرت يادگيري و شناسايی بالای خود، وضعيت مناطق عملیاتی را به خوبی مورد ارزيابي قرار ميداد و در کمترین زمان ممکن، به کار مهندسي رزمي تسلط کامل یافت (میرشفیعیان، بش) وی در نگهداری از بیت المال، بسیار دقیق و حساس بود و علاوه بر حسن امانتداری در استفاده از دستگاهها، این مهم را به دیگران نیز گوشزد مینمود (موسوی، بش). او در عمل به وظایف خود بسیار مصمم و سختکوش بود، تا جایی که در عملیات ترمیم دژ مرکزی جزیره مجنون، به علت خستگی ناشی از کار فشرده در شرایط سخت، بین پلکهای چشم خود چوب کبریت قرار میداد تا خواب آلودگی مانع از انجام مأموریتش نشود (ظریفکار، بش).
در وصیت نامه وی آمده است: «با سلام به رهبر عزيز و ملت شهيد پرور. اينجانب با آگاهي كامل از راهي كه راه آقايم حسين ابن علي(ع) ميباشد به جبهه آمدم تا شايد جبرانی باشد بر گناهان گذشتهام. آنقدر انتظار كشيدم كه عاقبت اگر خداوند به اين بنده حقير لطفي كند فرج فرا برسد. خدايا از اينكه در حق من لطف فرمودهاي كه بتوانم اين مدت در جبههها (اگرچه شايد خالص نبود) خدمت ناچيزي انجام دهم، سپاسگزارم. خدايا چقدر انتظار كشيدن سخت است. چقدر دوري عزيزان و دوري از شهدا سخت است. خدايا! براي جبران اين گناهان، براي اينكه آن دنيا در پيشگاه امام حسين(ع) و مادرمان؛ زهرا(س) خجل نباشم، اين بدن رنجور من، اين بدن پرگناه مرا، پاره پاره كن. خدايا آرزو دارم مانند آقايم حسين(ع) سر در بدن نداشته باشم. آرزو دارم مانند مادرم زهرا(س) پهلو نداشته باشم. خدايا تو را به حق پنج تن آل عبا قسم مي دهم كه مرا ببخش. من طاقت عذاب را ندارم. از برادران كه اين مدت در جهاد، جز باعث رنجش آنها کاري نكردم، عذر ميخواهم. انشاءالله به حق زهرا(س) مرا خواهند بخشيد و از همه دوستان طلب بخشش مي كنم و التماس دعا دارم. خدايا به حسين(س) و به حق مادرش، رزمندگان را پيروز فرما.» و در ادامه آمده است: «سلام بر پدر، مادر، برادران و خواهر عزيزم. انشاءالله كه مرا پيش مادرم فاطمه(س) وخواهرم زينب(س) و خانواده شهدا شرمنده نخواهيد كرد و با صبر خود مشت محكمي بر دهان ياوه گويان خواهيد زد. انشاءالله براي مظلوميت زهرا(س) و حسين(ع) گريه خواهيد كرد. پدر عزيزم، از اينكه من در اين مدت باعث رنج شما شدم، معذرت مي خواهم و طلب بخشش دارم. انشاءالله صبر خواهي كرد. مادر عزيز، مانند ديگر مادران شهدا صبر را پيشه خواهي كرد و دوري را تحمل خواهي كرد و از اينكه مرا پرورش دادی، تشكرمي كنم. برادران، شما را به حق علي(ع) قسم مي دهم كه راه شهدا و امام حسين(ع) را دنبال كنيد و مانند ابوالفضل عباس(ع) علمدار، پيش قدم در امرخير باشيد و انشاءالله صبر را پيشه خواهيد كرد.» (جهاد…، «وصیت نامه»، بش).
در اواسط اسفند 1364، پیکر او با حضور خانواده، همرزمان و جمعی از مردم شهر تشییع و در گلزار شهدای دارالرحمه شیراز به خاک سپرده شد (رهیافتگان، ص 349).
همچنین پدر و برادر وی (جواد فروهرحقیقی)، در طول 8 سال دفاع مقدس، به واسطه رانندگی ماشین سنگین، به انتقال مهمات و تدارکات به جبهههای جنگ اشتغال داشتند (فروهرحقیقی، بش).
در پاییز 1375ش، از طرف جهاد سازندگی استان فارس، رده همترازی فرمانده تیپ به شهید جمال فروهرحقیقی اعطا گردید (جهاد…، سند ش 51626/3/6، بش).
مآخذ: اصغری، علیمحمد، دلاوران گمنام (جهاد سازندگی استان فارس در 8 سال دفاع مقدس)، 1399ش؛ پورجعفری، سعید (عضو پ.م.ج.ج استان فارس)، جمال جعفری، تیر 1380؛ جهاد سازندگی استان فارس، «رده همترازی»، تاریخ سند 13 آذز 1375، سند ش 51626/3/6، موجود در مرکز اسناد دفاع مقدس جهاد کشاورزی استان فارس؛ جهاد سازندگی استان فارس، «گواهی خدمت»، تاریخ سند 18 مهر 1373، سند ش 17402/2/6، موجود در همانجا؛ جهاد سازندگی استان فارس، «گواهی شهادت»، تاریخ سند 24 اسفند 1364، سند ش 12410، موجود در همانجا؛ جهاد سازندگی استان فارس، «گواهی مجروحیت»، تاریخ سند 7 اسفند 1363، سند ش 21، موجود در همانجا؛ جهاد سازندگی استان فارس، «مهندسی جنگ جهاد سازندگی استان فارس»، اسناد ش 33/1/42/5/1/6، 8/3/5/5/1/6، موجود در همانجا؛ سازندگی استان فارس، «وصیت نامه شهید جمال فروهر حقیقی»، موجود در همانجا؛ رودشتیان، پروین (مادر شهید جمال فروهرحقیقی)، جمال جعفری، تیر 1380؛ رهیافتگان- دفتر دوازدهم (یادنامه شهدای پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد سازندگی)، دفتر امور ایثارگران وزارت جهاد کشاورزی، تهران: هزاره ققنوس، 1387ش؛ شیرعلینیا، جعفر، دایره المعارف مصور تاریخ جنگ (جنگ ایران و عراق)، تهران: سایان، 1392ش؛ صبوری، محمد (عضو پ.م.ج.ج استان فارس)، سیده زهرا میرشفیعیان، خرداد 1400؛ ظریفکار، قاسم (عضو پ.م.ج.ج استان فارس)، سیده زهرا میرشفیعیان، خرداد 1400؛ عاشوری، سید مهدی (عضو پ.م.ج.ج استان فارس)، سیده زهرا میرشفیعیان، اردیبهشت 1400؛ فروهرحقیقی، لیلا (خواهر شهید جمال فروهرحقیقی)، سیده زهرا میرشفیعیان، خرداد 1400؛ فرهمند، ابراهیم (از اعضای قرارگاه کربلا)، سیده زهرا میرشفیعیان، خرداد 1400؛ موسوی، سید محمود (عضو پ.م.ج.ج استان فارس)، جمال جعفری، تیر 1380؛ میرشفیعیان، سید جواد (از اعضای قرارگاه کربلا)، جمال جعفری، تیر 1380؛
/سیده زهرا میرشفیعیان/