شهید علیرضا خسروی
خسروی، علیرضا ( 25 شهریور 1341- 4 تیر 1367) فرمانده گردان مهندسی رزمی جهاد سازندگی استان فارس.
او به عنوان دومین فرزند از مجموع 5 فرزند خانواده¬ای متدین، در محله مشیر کهنه (خیابان مشیر فاطمی شرقی) شهر شیراز متولد شد. پدرش محمود، راننده دستگاه تریلی و مادرش زرین¬تاج رفاهیت، خانه¬دار بود و خانواده آنان از نظر برخورداری اقتصادی و اجتماعی در شرایط مناسبی قرار داشت. وی از 1348ش تحصیلات خود را در دبستان انوشیروان عادل (منحل شده) آغاز و در 1356ش، تحصیلات راهنمایی خود در مدرسه شهیدان پورنواب به اتمام رساند. او در همان سال، به دبیرستان کاظم ذوالانواری (منحل شده) وارد و در 1359ش، تحصیلات خود را در کلاس چهارم دبیرستان در رشته اقتصادی و اجتماعی رها نمود. وی به کارهای هنری از جمله ویترای (نقاشی روی شیشه) و قالی بافی علاقه داشت و در اوقات فراغت خود، به رانندگی حرفه¬ای موتورسیکلت در پیست موتور سواری شهر شیراز مشغول بود. او در اوایل دوران دبیرستان و همزمان با شدت یافتن اعتراضات مردمی علیه حکومت پهلوی (1304-1357ش)، در توزیع اعلامیه¬های امام خمینی(ره)، راهپیمایی¬ها و شعارنویسی¬های انقلابی در سطح شهر شیراز، مشارکتی فعال داشت. وی از تابستان 1358ش و در اوقات فراغت از تحصیل، بنا بر دستور امام خمینی(ره) مبنی بر تشکیل سازمان مردم نهاد جهاد سازندگی (27 خرداد 1358) با هدف سازندگی و رفع محرومیت¬ها، داوطلبانه به این سازمان پیوست و پس از آشنایی با مسائل فنی، به عنوان تراشکار ساده در کارگاه صنعتی نصر جهاد سازندگی استان فارس واقع در محله پودونک شیراز (بلوار جانبازان کنونی) مشغول به کار شد (رفاهیت، بش).
پس از آغاز جنگ تحمیلی (31 شهریور 1359)، علیرضا خسروی در صدد کسب اجازه از والدین خود برآمد و سرانجام در 1 بهمن 1360، به عنوان نیروی داوطلب از طریق ستاد اعزام جهاد سازندگی در شهر شیراز، به جبهه-های جنوب اعزام و به نیروهای ستاد پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد سازندگی استان فارس در منطقه دهلران ملحق شد (جهاد…، «گواهی اعزام»، سند ش 536/10/2، بش). او پس از تثبیت در جبهه به عنوان نیروی فنی و مهندسی، به واسطه استعداد فنی و علاقه¬مندی به دستگاه موتورسیکلت، در قسمت تعمیرگاه موتورسیکلت¬ و موتوربرق¬های مقر پشتیبانی جهاد سازندگی استان فارس مشغول به کار شد که در این واحد فنی، علاوه بر انجام کلیه کارهای تعمیراتی اعم از جوشکاری، تراشکاری، آهنگری و ریخته¬گری، به ارائه طرح¬های مبتکرانه و اجرای آن نیز می¬پرداخت. وی همچنین در ساعات فراغت از کار تعمیرات، در کنار جهادگران جهاد سازندگی استان فارس به یادگیری کار با ماشین¬آلات سنگین مهندسی به ویژه رانندگی دستگاه¬های لودر، بولدوزر و شناور مشغول بود (اصغری، ص 248، 668، 1288-1289؛ جهاد…، «گواهی مسئولیت»، سند ش 324/د، بش؛ عاشوری، بش)
جهاد سازندگی استان فارس در بهار 1361ش، با توجه به ضرورت نظارت بر تحرکات ارتش عراق، یک کارگاه وسیع دکلسازی در دبیرستان شریعتی آبادان راهاندازی نمود که منشأ خدمات بسیاری در رابطه با شناسایی عمق خاک دشمن گردید. علیرضا خسروی نیز به واسطه مهارت و خلاقیت در امور فنی، به خدمت این واحد درآمد و با ایده¬ای مبتکرانه، موفق به ساخت قطعات جورچین مانند دکل دیدهبانی از لولههای فلزی شد؛ بهگونهای که نیروها به راحتی میتوانستند با ترکیب قطعات متشکل از 3 لوله فلزی و قفلکردن آنها در یکدیگر، در مدت زمانی کوتاه، دکلهایی با ارتفاعهای مختلف از 15 تا 30 متر احداث نمایند که به تناسب مأموریتهای واگذاری از سوی فرماندهان نظامی، در قسمت¬های مختلفی از مناطق عملیاتی جنوب و حاشیه اروند، دکلهای متعددی با همین شیوه احداث گردید. برای نمونه، چند مورد از دکل¬های احداث شده توسط این گروه در تابستان 1362ش، بدین شرح است: ساخت و نصب 2 دکل دیدهبانی با ارتفاع 25 متر در نهر علم و نهر علی¬شیر برای گروه 22 توپخانة قمشه و 1 دکل دیدهبانی با ارتفاع 30 متر در منطقه ابوشانک برای قرارگاه کربلا (اصغری، ص 419، 712-713؛ جهاد…، «گواهی انجام کار»، سند ش 1707/ج، بش).
خسروی در 3 اسفند 1362 و با شروع عملیات آبی-خاکی خیبر که در منطقه عملیاتی هورالهویزه شکل گرفت، به جهت مهارت در هدایت دستگاه شناور، به وسیله این دستگاه به انجام عملیات پشتیبانی اعم از انتقال نیرو و تجهیزات پرداخت. همچنین پس از نصب پل شناور خیبری بر روی رودخانه هورالعظیم به دست جهادگران استان فارس در خلال این عملیات، دستور اجرای چندین دکل بر روی این رودخانه از سوی فرماندهان نظامی به واحد دکل سازی جهاد سازندگی استان فارس ابلاغ گردید و علیرضا خسروی به همراه دیگر نیروهای این واحد، با طراحی و اجرای یک سطحه شناور وسیع متشکل از قطعات پل خیبری که با کمک وزنههای سنگین مهار می-شد، اقدام به ساخت و نصب چندین دکل شناور بر روی هورالعظیم نمود. وی در اوایل بهار 1363 و در ادامه عملیات خیبر در جزیره مجنون، دچار مصدومیت شیمیایی گردید (اصغری، ص 786، 843؛ عاشوری، بش).
او در 29 آبان 1363، به عنوان مسئول کارگاه دکل¬سازی جهاد سازندگی استان فارس، به همراه نیروهای تحت امر خود، به احداث دکل دیدبانی در منطقه عمومی آبادان پرداخت. پس از اتمام فنداسیون کار، خسروی شخصا به کار در ارتفاع جهت سر هم کردن قطعات دکل مشغول شد که با انفجار چند گلوله خمپاره و موج انفجار حاصل از آن، به همراه یکی از قطعات فلزی از فراز دکل بر روی خاکریزی در اطراف سقوط کرد. وی پس از این حادثه از ناحیه کمر مصدوم و مدتی در بیمارستان آیت¬الله طالقانی شهر آبادان بستری گردید (حسینی، ص 110؛ جهاد…، «گواهی مجروحیت»، سند ش 6/5807/082، بش).
او در 20 اسفند 1363، با شروع عملیات بدر در منطقه عملیاتی هورالعظیم، سکاندار اولین دستگاه قایق موتوری بود که فرماندهان مهندسی رزمی جهاد سازندگی استان فارس را برای انجام عملیات شناسایی به ساحل دشمن رساند. وی همچنین به علت بعد مسافت و عدم برقرای ارتباط، به عنوان رابط انتقال اطلاعات، وظیفه دریافت و انتقال اطلاعات به وسیله دستگاه بی¬سیم در میانه هورالعظیم را بر عهده داشت. او در خلال این عملیات، با تشخیص این امر که در هنگام حرکت دستگاه شناور در آبراههای باتلاقی، پروانه قایق در نیزارهای متراکم درگیر و منجر به ازکار افتادن موتور دستگاه می¬شود؛ با ایده گرفتن از دستگاه هاورکرافت، یک دستگاه موتور فولکس و یک پروانه بزرگ هوایی را بر روی یک قطعه پل خیبری شناور نصب و قایقی باتلاق¬رو ابداع نمود که با ترکش و گلوله غرق نمیشد و پروانه آن در باتلاق و نیزار از کار نمی-افتاد. (بعدها، نوع پیشرفته¬ و بزرگتر ابتکار علیرضا خسروی، تحت عنوان قایق مرداب¬رو، با استفاده از موتور هواپیما، در مرکز تحقیقات مهندسی جنگ جهاد ساخته شد) (اصغری، ص 795، 840).
در بهار 1364ش، احداث دکل¬ دیدبانی با ارتفاع زیاد در منطقه آبادان جهت رصد دقیق تحرکات عراق در ساحل غربی رودخانه اروند، در دستور کار واحد دکل سازی جهاد سازندگی استان فارس قرار گرفت. با توجه به عدم امکان ساخت دکل¬های دیدبانی با ارتفاع بیش از 30 متر و قرارگیری در تیررس مستقیم دشمن، طرح تبدیل یکی از دودکش¬های پلایشگاه نفت آبادان به دکل دیدبانی، توسط خسروی و دیگر مسئولان آن واحد ارائه شد که با تلاش شبانه روزی نیروها جهت تعبیه پله¬ها، محل استقرار دیده-بان و تجهیزات در دودکش پلایشگاه، به اجرا درآمد. از مزایای استفاده از این طرح مبتکرانه، ارتفاع بالا، تعدد و حساسیت برانگیز نبودن دودکش¬ها بود که در نتیجه باعث بهبود کیفیت شناسایی مناطق دشمن و در مقابل، غیرقابل شناسایی بودن محل استقرار دیده¬بان نیروهای خودی گردید (همو، ص 861).
او در تابستان 1364ش و در خلال عملیات قادر (24 تیر 1364)، با بررسی معضل انتقال مجروح در مناطق کوهستانی غرب کشور که تا آن زمان فاقد جاده دسترسی بود، با طراحی و ترکیب شاسی 2 دستگاه موتورسیکلت، یک دستگاه موتور 3 چرخ دارای صندلی مناسب حمل مجروح ساخت که تا سال¬ها، در مقرهای مختلف جهاد سازندگی استان فارس، جهت انتقال مجروح و مهمات مورد استفاده قرار می گرفت (همو، ص 668-669؛ عاشوری، بش).
با شروع عملیات والفجر 8 در20 بهمن 1364، مسئولیت بخشی از عملیات پشتیبانی به جهاد سازندگی استان فارس واگذار شد و علیرضا خسروی به همراه چند تن از سکانداران، با تشکیل یک گروه قایق¬ران، وظیفه انتقال نیروها، تجهیزات و تدارکات را بر عهده گرفت. وی در خلال این عملیات، با توجه به سرعت پایین انتقال سوخت به مناطق عملیاتی، با طراحی و نصب یک مخزن فلزی 1500 لیری بر روی یک دستگاه قایق تندرو و تعبیه پمپ دستی جهت پمپاژ سوخت به منبع، قایق ویژه حمل سوخت را ابداع نمود و در کمترین زمان ممکن، سوخت مورد نیاز دستگاه¬های مهندسی را از ساحل رودخانه اروند بارگیری و به منطقه عملیاتی فاو منتقل می¬کرد. او همچنین پیشنهاد نصب مخزن سوخت اضافه به دستگاه بلدوزر را مطرح نمود و با نصب 2 بشکه 220 لیتری در طرفین این دستگاه که مزاحتی برای دسترسی به قسمت-های مختلف موتور دستگاه ایجاد نمی¬کرد و زاویه دید راننده را نیز محدود نمی¬ساخت، این امکان را برای دستگاه¬های پیش¬تاخته مهندسی فراهم آورد که بدون نیاز به سوخت¬گیری مداوم و هدر رفت وقت، بی وقفه به انجام عملیات بپردازند (اصغری، ص 956، 967، 976، 988، عاشوری، بش).
وی در اوایل بهار 1365ش و پس از فتح منطقه فاو در عملیات والفجر 8، به همراه دیگر نیروهای واحد دکل-سازی جهاد سازندگی استان فارس، مأموریت احداث دکلهایی با ارتفاع حدود 10 متر در میان باتلاقهای خورعبدالله (منطقه عملیاتی فاو) را بر عهده گرفت. او پس از طراحی این پروژه مهندسی، با همکاری گروه دکلساز خود، یک شبکه فلزی وسیع با مساحت بیش از 20 مترمربع از ترکیب لولههای فلزی متقاطع ساخت و این شبکه را با کمک مفتولهای قطور در باتلاق تثبیت کرد؛ سپس با سوار کردن قطعات بر روی یکدیگر و مهار کردن هر مرحله با سیم بکسل، دکل¬هارا نصب نمود. او با طراحی و اجرای این روش ابداعی در باتلاق، موفق شد با افزایش سطح مقطع پایههای دکل و درگیرکردن شبکه کف با بستر خاک، از انحراف احتمالی دکل¬ها جلوگیری کند (اصغری، ص 1054).
وی در تابستان 1365ش، به همراه دیگر نیروهای فنی جهاد سازندگی استان فارس، در عملیات ساخت لولههای پل لانه زنبوری محرم در منطقه دارخویین و سپس نصب آن بر روی رودخانه کارون، مشارکت نمود (همو، ص 1099).
در زمستان 1366ش و با مطرح شدن مسئله خدمت سربازی نیروهای مهندسی رزمی جهاد سازندگی استان فارس، علیرضا خسروی جهت مشخص شدن وضعیت نظام وظیفه خود، به شهر شیراز بازگشت و برای مدتی به عنوان مسئول کتابخانه مرکز تحقیقات جنگ جهاد سازندگی شهر شیراز مشغول به کار شد. او سرانجام در اواخر خرداد 1367، برای ادامه¬ی خدمت سربازی خود، به عنوان نیروی فنی به عضویت واحد مهندسی رزمی لشکر 19 فجر استان فارس درآمد (جهاد…، «گواهی خدمت»، سند ش 449/66، بش؛ رفاهیت، بش؛ عاشوری، بش).
در 4 تیر 1367، خسروی به عنوان راننده دستگاه بولدوزر لشکر 19 فجر استان فارس، در عملیات مهندسی جزیره مجنون شرکت نمود که در حین کار با دستگاه بولدوزر، با پاتک و حمله شیمیایی نیروی هوایی ارتش عراق مواجه و دچار مصدومیت شدید شیمیایی گردید و به همراه جمع کثیری از همرزمانش در همان منطقه، به درجه رفیع شهادت نائل آمد (جهاد…، «گواهی شهادت»، سند ش 21746، بش؛ رفاهیت، بش).
¬از خصوصیات باز اخلاقی وی می¬توان به: سعه صدر، تواضع، توجه به صله رحم، صداقت در گفتار و کردار، مسئولیت پذیری، حسن اخلاق، گشاده رویی، شوخ طبعی، شجاعت، وظیفه شناسی و سخت کوشی اشاره کرد. او در بدو ورود به جبهه و حضور در جمع جهادگران استان فارس، خود را «آچار فرانسه» معرفی نمود و به پشتوانه هوش و اطلاعات فنی بالای خود، در برابر هرگونه کمبود و نقیصه¬ موجود در جبهه احساس مسئولیت می¬کرد و به دور از ماجراجویی و هیجانات دوران جوانی که حضور در بخش های رزمی را می¬طلبید، بر احساسات خود غلبه کرد و به توصیه فرماندهان نظامی به تناسب نیاز هر بخش، به جبران مشکلات فنی همت گمارد و به واسطه ابداعات و اختراعات فراوان فنی و مهندسی در زمینه¬های مختلف، نقشی اساسی در پیشبرد عملیات¬های پشتیبانی، مهندسی و نظامی ایفا نمود. او همچنین علاوه بر خدمات ارزنده در زمینه تعمیرات فنی، دکل¬سازی، قایق¬رانی و تدارکات عملیات، در ارائه آموزش این امور به نیروهای جهاد سازندگی استان فارس نیز پیشرو بود (اصغری، ص 668، 1288؛ عاشوری، بش).
در اوایل تیر 1367، پیکر وی با حضور خانواده، مردم شهر و جمعی از همرزمانش، در گلزار شهدای دارالرحمه شهر شیراز به خاک سپرده شد (رفاهیت، بش).
برادر بزرگتر او محمدرضا خسروی، از ابتدای جنگ به عنوان سرباز به عضویت ارتش در آمد و در جبهه آبادان مشغول به خدمت شد. همچنین برادر کوچکتر وی، ساسان خسروی نیز خدمت سربازی خود را در منطقه بوکان استان کردستان پشت سر گذاشت (همو، بش).
پس از اتمام جنگ، جهاد سازندگی استان فارس، رده همترازی فرمانده گردان را به شهید علیرضا خسروی اعطا نمود (جهاد…، «رده همترازی»، بش). همچنین در 25 خرداد 1374، گواهینامه افتخاری پایان دوران متوسطه، از طرف وزرات آموزش و پرورش برای ایشان صادر گردید (آموزش…، «گواهینامه افتخاری»، سند ش 3/9704/23، بش).
مآخذ: اصغری، علی¬محمد، دلاوران گمنام (جهاد سازندگی استان فارس در 8 سال دفاع مقدس)، 1399ش؛ جهاد سازندگی استان فارس، «رده همترازی»، موجود در مرکز اسناد دفاع مقدس جهاد کشاورزی استان فارس؛ جهاد سازندگی استان فارس، «گواهی اعزام»، تاریخ سند 5 آذر 1371، سند ش 536/10/2، موجود در همانجا؛ جهاد سازندگی استان فارس، «گواهی انجام کار»، تاریخ سند 1 دی 1366، سند ش 1707/ج، موجود در همانجا؛ جهاد سازندگی استان فارس، «گواهی خدمت»، تاریخ سند 26 خرداد 1367، سند ش 449/66، موجود در همانجا؛ جهاد سازندگی استان فارس، «گواهی شهادت»، تاریخ سند 8 آبان 1367، سند ش 21746، موجود در همانجا؛ جهاد سازندگی استان فارس، «گواهی مجروحیت»، تاریخ سند 27 بهمن 1363، سند ش 6/5807/082، موجود در همانجا؛ جهاد سازندگی استان فارس، «گواهی مسئولیت»، تاریخ سند 12 خرداد 1364، سند ش 324/د، موجود در همانجا؛ حسینی، محمدرضا، آقا صادق (زندگینامه جهادگر شهید سید محمدصادق دشتی)، تهران: راه یار، 1399ش؛ رفاهیت، زرین¬تاج (مادر شهید علیرضا خسروی)، سیده زهرا میرشفیعیان، خرداد 1400؛ عاشوری، سید مهدی (عضو پ.م.ج.ج استان فارس)، سیده زهرا میرشفیعیان، خرداد 1400 ؛ وزارت آموزش و پرورش، «گواهینامه افتخاری پایان دوره متوسطه»، تاریخ سند 1 تیر 1377، سند ش 3/9704/23، موجود در مرکز اسناد دفاع مقدس جهاد کشاورزی استان فارس.
/سیده زهرا میرشفیعیان/