شهید خلیل پرویزی
پرویزی اسماعیلآبادی، خلیل(9 دی 1342- 27 بهمن 1364ش) فرمانده تیپ مهندسی امامصادق(ع) جهاد سازندگی. او در تاریخ 9/10/1342ش در شهر آبادان به دنیا آمد. پدرش صفر، از اهالی شهرستان خفر در استان فارس و شاغل در شرکت نفت آبادان بود. مادرش زیور محمدی نیز اهل شیراز و خانهدار بود؛ بنابراین پس از بازنشستگی پدر در سال 1349ش، خانواده پرویزی از آبادان به شیراز نقل مکان کرده و در این شهر ساکن شدند.
خلیل تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان فروغی آبادان آغاز کرد؛ اما پس از پایان پایه اول، به دلیل مهاجرت خانواده به شیراز پایه دوم تا پنجم را در دبستان گلستان واقع در محله سعدیه این شهر آغاز کرد. سال 1357ش در مقطع سوم راهنمایی در مدرسه مرحوم یوسف مصباحی تحصیل میکرد که اعتراضات و تظاهرات مردم شیراز علیه حکومت پهلوی آغاز شد و نهایتاً به پیروزی انقلاب اسلامی ایران (22بهمن1357ش) انجامید. خلیل با اینکه 15 سال بیشتر نداشت، روز 22بهمن با مردم معترض همراه شد و در تسخیر شهربانی شیراز در بین انقلابیون حضور یافت.(علی پرویزی، بش)
در تابستان 1358ش مدرک تحصیلی سوم راهنمایی (سیکل) را دریافت کرد؛ سپس از فرصت تعطیلی مدارس استفاده نمود و با هدف کسب درآمدی هرچند اندک برای کمک به هزینههای خانواده، به کار بنایی روی آورد. پس از پایان تابستان به رسم بسیاری از هم سن و سالهای خود، ادامه تحصیل نداد و به مدرک سیکل اکتفا کرد. پس از آن کار با ماشینآلات سنگین راهسازی را در کنار برادر بزرگتر خود فرا گرفت. همزمان به دلیل علاقهاش به فوتبال به عضویت تیم فوتبال نوجوانان بوستان نیز درآمد. تابستان 1359ش در قامت یک راننده جوان در کنار برادر و داماد خانواده، در پروژه جادهسازی جهاد سازندگی در منطقه دشتک استان فارس، به فعالیت پرداخت و تجربیات بسیاری در این حرفه کسب کرد. چهل روز پس از آغاز جنگ تحمیلی، در تاریخ 10/8/1359 در حالی که 17 سال بیشتر نداشت، با اصرار خود و با وجود مخالفت خانواده، مدرسه را رها کرد و از طریق جهاد سازندگی استان فارس به آبادان اعزام شد؛ جهاد در اطلاعیه خود که از صدا و سیمای استان پخش شد، اعلام نیاز به راننده دستگاههای سنگین کرده بود.(همان)
در اولین شب حضورش در ستاد پشتیبانی جنگ جهاد فارس در آبادان، مأموریت یافت با یک دستگاه لودر، جانپناهی برای بخشی از رزمندگان خطوط مقدم مقابله با دشمن بعثی، احداث کند. آن زمان آبادان در محاصره دشمن و آب قرار داشت و تمام راههای زمینی این جزیره بزرگ، اشغال شده بود؛ انتقال نیرو و امکانات از طریق دریا و توسط لنجهای موجود در بندر ماهشهر انجام میگرفت. در این شرایط حفظ جان رزمندگان، ارزشی دوچندان داشت. به گفته عبدالرحمن جزایری، مسئول جنگ جهاد فارس در آبادان، رانندگان لودر و بولدوزر مثل فرشتگان آسمانی برای نجات جان افراد نازل شده بودند. (جزایری، بش) هنوز چند روز از شروع به کار خلیل در ستاد پشتیبانی جنگ جهاد فارس نگذشته بود که در یکی از عملیاتهای احداث خاکریز، با اصابت گلوله کلاشینکف به مچ دستش، طعم اولین مجروحیت را چشید. (نقیبالقراء، ص5)
او علاوه بر توانمندی در ایجاد خاکریز، سنگر و مقرهای تانک و توپخانه، در مدیریت تیمهای جهادی در خطوط مقدم نیز استعداد خود را بروز داد و بهسرعت به یکی از فرمانده محورهای عملیاتی جهاد فارس در جبهه آبادان تبدیل شد. خلیل و سایر جهادگران در دوران محاصره آبادان بدون استثناء هرشب مشغول احداث خاکریز اطراف جزیره، سنگرهای تجمع نیرو، مقر تانک و توپخانه و جادههای دسترسی به خطوط مقدم دفاع از آبادان بودند.(پشتیبانی…، بش) بعضی شبها فاصله خاکریزهای احداثی این جهادگران تا خاکریز خط مقدم دشمن، به کمتر از دویست متر میرسید به طوری که کار در این شرایط شجاعت بسیاری نیاز داشت. یدالله شمایلی در این باره میگوید: «خلیل یک فرد خطشکن بود؛ به طوری که اگر ما در آن شبها هنگام کار، بر اثر فشار دشمن احساس ترس میکردیم جواد کریمی، خلیل را به میدان میآورد و با آمدن او قوت قلب گرفته و در کنار او کار را ادامه میدادیم.»(شمایلی، ص )
پرویزی در عملیات ثامنالائمه(ع)(5/7/1360ش) همراه با گروهی از همرزمانش به یکی از سه محور عملیاتی سپاه، به فرماندهی مرتضی قربانی مأمور شده و وظیفه بریدن خاکریز دشمن برای عبور نفرات پیاده و تجهیزات خودی را به عهده داشت. احداث خاکریزهای پدافندی، پس از پیشروی رزمندگان نیز بخش دیگری از وظایف این گروه بود. با شروع عملیات و گشوده شدن آتش شدید دشمن به سمت نیروهای خودی، عبور از معبر باریکی که توسط نیروهای تخریب در میدان مین دشمن ایجاد شده بود، بسیار سخت شد. در این هنگام خلیل پس از هماهنگی با فرمانده عملیات به پاکسازی سریع میدان مین با بولدوزر و پس از آن بریدن خاکریز دشمن اقدام نمود. با این کار هجوم رزمندگان به خطوط دفاعی دشمن سرعتی دوچندان یافت به طوری که در آن محور عملیاتی زودتر از سایر محورها به اهداف تعیین شده دست یافتند و نیروهای دشمن را تا غرب رودخانه کارون عقب راندند. (قربانی، ص7؛ شمایلی، بش) در عملیات طریقالقدس(8/9/1360ش) نیز به عنوان مسئول یکی از گروههای مهندسی رزمی جهاد فارس حضور فعال داشت. احداث 18 کیلومتر خاکریز تنها در طول دو شب، یکی از مهمترین فعالیتهای جهاد فارس در این عملیات بود. (پشتیبانی…، بش)
در زمستان 1360 جهاد فارس به ایجاد استحکامات و خاکریز به منظور آمادهسازی جبهه غرب شوش و جنوب تپه سبز برای انجام عملیات فتحالمبین مأمور شد. پرویزی مسئولیت شناسایی منطقه و فرماندهی گردان اعزامی جهاد فارس را در این مأموریت به عهده گرفت. احداث خاکریز خط مقدم، جادههای دسترسی موازی و عمود بر خاکریز، قرارگاه استقرار فرماندهی محور، مقر تاکتیکی، قرارگاه توپخانه و در نهایت تثبیت سطح جادهها با استفاده از نفت سیاه مهمترین فعالیت این گروه چهل نفره بود که تنها در مدت 18 روز انجام گرفت. (پشتیبانی…، بش) در بخشی از منطقه عملیاتی فتحالمبین جادهای فرعی توسط ارتش احداث شده بود که مسیر حدود سی کیلومتری قرارگاه تا خط مقدم را به حدود شش کیلومتر کاهش میداد؛ اما بخشی چهارصد متری از این جاده در منطقهای باتلاقی قرار داشت که تردد از آن را غیرممکن میکرد. مهندسان ارتش هرچه سنگ و تنه درخت در مسیر میریختند پس از مدت کوتاهی توسط باتلاق بلعیده میشد. کار احداث جاده باید در کوتاهترین زمان ممکن انجام میگرفت؛ لذا پرویزی طرحی فوری و کارآمد برای رفع این مشکل ارائه کرد. طبق این طرح حجم زیادی خاک توسط سه دستگاه کامیون به صورت همزمان و سریع در باتلاق ریخته و به وسیله بولدوزر پهن میشد؛ به طوری که ارتفاع آن به دو تا سه متر میرسید. سپس به علت در دسترس نبودن غلطک، لودر با پاکت پر روی خاکها رفت و آمد میکرد تا کار غلطک را انجام داده و خاکها را بکوبد. با این ابتکار طی دو الی سه روز کل آن چهارصد متر خاکریزی، مسطح و قابل تردد شد.(زارعینژاد، بش) انجام این حجم انبوه از فعالیتهای مهندسی در مدتی کوتاه، باعث شگفتی فرماندهان نظامی مستقر در آن منطقه عملیاتی شده بود. پس از آغاز عملیات نیز همچون عملیاتهای گذشته همراه با گروهی از جهادگران وظیفه تثبیت موقعیت رزمندگان پس از پیشروی در عمق مواضع دشمن را به عهده داشتند. او در یکی از روزهای این عملیات در حال احداث خاکریز، بر اثر اصابت چند ترکش خمپاره به پاهایش به شدت زخمی شد و به پشت جبهه انتقال یافت.(صفری، بش)
پس از بهبودی، در اندک زمانی به جبهههای نبرد بازگشت و در اولین مرحله عملیات بیتالمقدس به عنوان مسئول یکی از مهمترین محورهای جهاد فارس در حساسترین نقطه از عملیات، شرکت کرد. 24 ساعت پیش از شروع عملیات به همراه گروهی 20 نفره از جهادگران تحت امرش با تعدادی دستگاه لودر و بولدوزر از عرض رودخانه کارون عبور کرده و در بیشهزارهای غرب رودخانه، که تحت اشغال دشمن بود، استتار کردند. با شروع عملیات و هجوم رزمندگان، حرکت سریع این گروه مهندسی رزمی با احداث جادههای دسترسی از ساحل غربی کارون به قلب خاکریزهای دشمن آغاز شد. حدود 7 کیلومتر جاده در ساعات اولیه شروع عملیات حاصل رزم این رانندگان جان بر کف جهادی زیر آتش شدید دشمن بود. در مرحله پایانی عملیات بیتالمقدس و در روز آزادسازی خرمشهر، خلیل که برای شناسایی مناطق اطراف این شهر اعزام شده بود، با تسلیم شدن غافلگیرانه نیروهای دشمن روبرو شد. او به کمک چند نفر از نیروهای بسیجی، صدها نفر از متجاوزان بعثی را به اسارت درآورده و به مقر جهاد بازگشت. سپس به وسیله تریلیها و کامیونهای جهاد این اسرا را به اهواز انتقال دادند. (جزایری، بش)
اواخر تابستان 1361 گردان مهندسی رزمی جهاد فارس مشغول ساخت دژ مرزی و خاکریزهای پدافندی پس از عملیات رمضان بودند که گروهی از آنها برای فراهم آوردن مقدمات عملیات مسلمابنعقیل(ع) به منطقه سومار رهسپار شدند. پرویزی هم به دلیل تجربهاش در کار با لودر و بولدوزر در مناطق کوهستانی استان فارس، یکی از این نیروها بود که برای ساخت جاده تدارکاتی به تیپ عاشورا مأمور شده بودند. محل احداث جاده از پیش توسط نیروهای تیپ شناسایی شده بود. در همان روزهای ابتدای کار و در حالی که هنوز عملیات آغاز نشده بود تعدادی از رزمندگان بر اثر گلولهباران توپخانه دشمن به شهادت رسیده یا زخمی شدند. پس از این اتفاقات به پیشنهاد پرویزی محل امنتری برای احداث جادهای دیگر به عنوان جاده احتیاط در نظر گرفته شد. با مدیریت او و تلاش شبانهروزی نیروهای گروه مهندسی جهاد فارس این جاده پس از پاکسازی میدان مین در دل یکی از شیارهای امن ارتفاع 402 در منطقه عملیاتی سومار احداث گردید. جاده در موقعیت بسیار مناسبی دور از دید نیروهای دشمن قرار گرفته بود به طوری که تا سالهای آخر دفاع مقدس و به خصوص در مقابله با سلسله عملیاتهای دشمن با نام «دفاع متحرک» مورد استفاده رزمندگان قرار میگرفت.(شمایلی، ص21و22)
پرویزی در زمستان سال1361 به عنوان مسئول محور مهندسی رزمی در عملیات والفجر1 شرکت نمود. محور تحت امر او شامل 29 دستگاه لودر و بولدوزر همراه با راننده و کمک رانندههایشان بود که در همان دقایق اولیه عملیات گرفتار آتش شدید دشمن شدند. پرویزی بر اثر اصابت ترکش به بازو، به شدت مجروح شد و از ادامه عملیات بازماند. پس از آن او را برای مداوا به دزفول و از آنجا با هواپیما به رشت انتقال دادند. (گرمنجانی، بش)
پرویزی در تاریخ 12/12/1362ش با دختر عموی خود، ازدواج کرد؛ ازدواجی که به اصرار او برای احترام به خانوادههای داغدار در شرایط جنگی کشور، بسیار ساده و بدون جشن و پایکوبی برگزار شد. زندگی مشترکشان نیز بسیار ساده و در یکی از اتاقهای خانه کوچک پدری در محله سعدیه، آغاز شد؛ هرچند که همین زندگی بیآلایش هم بدون حضور او ادامه مییافت. هربار که پس از چندماه به مرخصی میآمد سهم خانواده از حضورش، بیش از دو سه روز نبود. (همسر شهید، بش)
اوایل تابستان سال 1362ش قرارگاه حمزه(ع) در تدارک انجام عملیات والفجر2 (29/4/1362) با هدف آزادسازی ارتفاعات محور پیرانشهر- حاج عمران و تصرف پادگان دشمن در منطقه حاج عمران بود. یکی از مهمترین گردانهای مهندسی رزمی که در این عملیات از طرف قرارگاه مأمور به احداث جادههای تدارکاتی و ایجاد استحکامات گردید جهاد فارس بود. پرویزی همراه با مسئول مهندسی و معاونت ستادی گردان، برای هماهنگی با یگانهای رزمی و همچنین شناسایی منطقه عملیاتی عازم پیرانشهر شد. پس از انجام هماهنگی و شناساییهای لازم، گروهی زبده از نیروهای باتجربه جهاد فارس از آبادان راهی پیرانشهر شدند. وظایف این گروه قبل از آغاز عملیات شامل بازسازی برخی جادههای موجود منتهی به منطقه عملیاتی، احداث جادههای جدید مورد نیاز و ایجاد استحکامات لازم برای استقرار یگانهای نظامی، توپخانهها و اورژانسها بود. مهمترین بخش این فعالیتها احداث جادهای به طول 11 کیلومتر تا ارتفاع 2900 متری قمطره و جادهای به طول 12 کیلومتر تا ارتفاع 2380 متری تمرچین بود. پرویزی با اینکه مسئولیت هماهنگی گردان مهندسی جهاد فارس با قرارگاه را به عهده داشت اما مانند سایر عملیاتها پا به پای نیروهای خود، سوار بر بولدوزر در ساخت جاده قمطره نقش عمدهای ایفا کرد. پس از آغاز عملیات، مأموریت مهم گروه مهندسی رزمی احداث جادههای تدارکاتی بلافاصله پس از پیشروی نیروهای رزمی در ارتفاعات منطقه بود. حجم فعالیت جهاد فارس در این عملیات به حدی بود که حدود 100 کیلومتر جادهسازی در ارتفاعات صعبالعبور، تنها قسمتی از این فعالیتها محسوب میشد. پرویزی حین احداث یکی از همین جادهها در دامنه ارتفاع 2900 متری کلو، بر اثر اصابت ترکش مین والمرا به پایش مجروح شد. (عاشوری، بش)
او در عملیات خیبر(3/12/1362) به عنوان معاون عملیاتی گردان مهندسی رزمی جهاد فارس در جنگ منصوب شد و تا زمان شهادت در این منصب باقی ماند. اهمیت این مسئولیت زمانی مشخص میشود که بدانیم جهاد پیش از عملیات، حین عملیات و پس از آن، چه وظایفی برعهده داشت. در مرحله پیش از عملیات، احداث انواع استحکامات برای نیرو و ادوات زرهی، جاده، انواع پلهای ثابت و شناور و دکلهای دیدهبانی از مهمترین فعالیتهای نیروهای جهاد بود. حین عملیات، ساخت جادههای عملیاتی و احداث سریع خاکریزها برای حفاظت از رزمندگان پیشرو از وظایف اساسی این نهاد انقلابی در جنگ بود. پس از عملیات نیز انواع فعالیتهای پدافندی و تثبیت خطوط عملیاتی را انجام میداد. با وجود تمام این مسئولیتها، پرویزی همچنان پا به پای نیروهای تحت امرش در مقاطع حساس و موقعیتهای خطرناک عملیات، سوار بر کامیون به حمل خاک و دپوی آن به منظور ساخت دژهای اطراف جزیره مجنون میپرداخت. استفاده دشمن از بمبهای شیمیایی هم کار را به مراتب سختتر میکرد. مهدی منزوی در این باره میگوید: « در انتهاییترین نقطه جاده در حال ساخت در جزیره مجنون، منتظر رسیدن کامیونهای پر از خاک مایلر بودم تا در تاریکی شب آنها را به آخر جاده هدایت نمایم… کامیون دوم که از راه رسید از رکاب آن بالا رفتم و با کمال تعجب دیدم راننده آن «خلیل پرویزی» فرمانده مهندسی جنگ جهاد در منطقه عملیاتی ما است. عصر روز قبل، او را هنگامی که با مهدی عاشوری، خاکآلود و خسته از شناسایی برگشته بودند، دیده بودم. هنوز بخاطر اثرات گاز خردل از چشمان قرمز هر دوی آنها اشک میآمد.» (منزوی، بش)
پرویزی در ماه ذیالحجهالحرام سال1404ق مصادف با شهریور 1363ش همراه با گروهی از رزمندگان، برای شرکت در مراسم عبادی-سیاسی حج، به مکه مشرف شد. پس از بازگشت از این سفر معنوی، دوباره به جبهه بازگشت و در کسوت مسئولیت مهندسی گردان جهاد فارس، به ادامه فعالیت پرداخت. (عاشوری، بش)
فرماندهان گردانهای جهاد نیز همچون گردانهای رزمی، شخصاً در نوک پیکان هجوم به خطوط دشمن قرار داشتند. در عملیات بدر، خلیل همراه با معاون و پنج نفر از نیروهای فنی تحت امرش، مسیر سی و چند کیلومتری ساحل خودی در شرق هورالعظیم تا ساحل دشمن در غرب این آبگیر بزرگ را با قایق طی کرد و زیر شدیدترین آتش دشمن در آن منطقه به شناسایی مکان احداث جاده و خاکریزهای مورد نیاز رزمندگان پرداخت. پس از انجام شناسایی به دلیل شدت آتش دشمن، منتظر رسیدن نیروهای عملیاتی خود نماند و همراه با اندک نفرات همراهش بوسیله ماشینآلات غنیمتی شروع به احداث خاکریز کردند؛ اما اندکی بعد دستور عقب نشینی و بازگشت به ساحل خودی صادر شد. حین انجام این مأموریت خطیر، معاونش احمد پورمیدانی به شهادت رسید و مفقودالأثر شد.(عاشوری، بش) او در عملیات قادر نیز گروهی از نیروهایش را سازماندهی کرده و از مقر مرکزی جهاد فارس در آبادان به جبهه غرب رهسپار شدند؛ دو محور از محورهای این عملیات به عهده این گروه زبده مهندسی قرار گرفته بود.(چالیک، بش)
اوج بروز شخصیت مدیریتی این فرمانده جهادگر، در عملیات والفجر8 رقم خورد؛ جایی که اکثر فرماندهان لشگرهای عملکننده، تأثیر مدیریت میدانی او را در انجام حجم عظیمی از فعالیتهای مهندسی در جزیره آبادان، مشاهده نمودند. این فعالیتها به منظور آمادهسازی هرچه تمامتر جزیره برای انجام موفقیتآمیز عملیات انجام میگرفت. حدود 40 کیلومتر جادهسازی با عرض 20 متر در مدت یک ماه، همزمان با بارانهای زمستانی منطقه باتلاقی ساحل اروندرود، فقط یک نمونه از این فعالیتهاست.(رهیافتگان، یادواره سرداران رشید جهاد سازندگی، ص404) پرویزی در بخشی از سخنرانی خود در شب عملیات والفجر8 در جمع نیروهای جهاد فارس میگوید: «در اين عمليات سعي كنيد قلب امام (ره) را شاد كنيد. تا آنجايي كه امكان دارد از ماشین پياده نشوید. حتي اگر تركش خورديد اما هنوز ميتوانستيد كار كنيد، پياده نشويد و كارتان را ادامه دهید. اگر آن کاری را که باید انجام میدادید انجام ندادید و با بولدوزر دنده عقب گرفتيد و برگشتيد، بدانید که از روی بدن دهها و يا صدها بسيجي برميگرديد؛ چون اين بسيجيها به اميد آن خاكريزهايي كه شما ميزنيد حركت ميكنند و به به جلو میآیند.» (موسوی، بش)
حین عملیات و پس از شکستن خط و پیشروی رزمندگان، او به همراه یک تیم فنی از نیروهایش اولین گروه از جهاد فارس بودند که به آن سوی اروندرود گام نهادند. پس از شناسایی موقعیت خطوط درگیری رزمندگان با دشمن، بلافاصله اقدام به ایجاد خاکریز برای در امان ماندن نیروهای خودی از آتش سنگین دشمن نمودند. این کار در تمام عملیاتها معمولاً با استفاده از ماشینآلات غنیمتی دشمن انجام میگرفت.(گرمنجانی، بش)
او در آخرین مأموریتش در تاریخ 27/11/1364ش که از طرف قرارگاه نوح(ع) به او محول شده بود، همراه با دو نفر از مسئولین مهندسی قرارگاه، به منطقه درگیری جاده فاو- امالقصر اعزام شدند تا محل مناسب برای احداث خاکریزی به طول تقریبی 350 متر را شناسایی کنند. در بین راه آتش بسیار سنگین خمپارهاندازها، تانکها و هلیکوپترهای دشمن اجازه این کار را به آنها نداد و خلیل از دو نفر همراهش جدا شد. ظهر همان روز خبر ناگوار شهادت حاج خلیل پرویزی، فرمانده تیپ مهندسی جهاد فارس، در منطقه پیچید. او از ناحیه سر مورد اصابت ترکش خمپاره قرار گرفته و به شهادت رسیده بود.(پورسراج، بش) پیکر پاک او پس از تشییع باشکوه در گلزار شهدای شیراز آرام گرفت.
در بخشی از وصیتنامه این شهید میخوانیم: «من تنها یک چیز میتوانم بگویم و آن این است که ما هرچه بدی از نفس خودمان دیدهایم به خاطر حب دنیا است و دلیل سقوط اکثر [ما] هم همین مسأله مهم است که انشاءالله این عقل شیطانی از درون بیرون آمده و به جای آن حب الله جایگزین شود»(جهاد کشاورزی…)
به پاس مجاهدتهای بیشمار این فرمانده جهادگر، در سال 1382 فیلم کوتاهی با عنوان «سفیر فرشتگان» از مجموعه نمایشی «سرگشته عشق» به کارگردانی احمد کاوری و تهیه کنندگی علی لدنی بر اساس خاطرهای از دوران فرماندهی او بر مهندسی رزمی جهاد فارس ساخته شده است؛ همچنین یکی از تقاطعهای غیر همسطح بزرگراه سرداران شهید شیراز به اسم شهید حاج خلیل پرویزی نامگذاری گردیده است.
مآخذ: جهاد کشاورزی استان فارس، آرشیو اسناد دفاع مقدس؛ رهیافتگان، یادواره سرداران شهید جهاد سازندگی1، تهران: ستاد مرکزی پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد سازندگی، دهمین سالگرد هفته دفاع مقدس؛ پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد استان فارس، سند ش 55-4-9-5-1-6، موجود در آرشیو مرکز حفظ آثار دفاع مقدس سازمان جهاد کشاورزی استان فارس؛ موسوی، سیدمحمود (از اعضای تیپ مهندسی رزمی امام صادق (ع))، جمال جعفری، 1384؛ جزایری، عبدالرحمن (فرمانده تیپ مهندسی رزمی امام صادق(ع))، محمدرضا حسینی، 1397؛ شمایلی، یدالله (فرمانده قرارگاه کربلا جهاد سازندگی)، محمدرضا حسینی، 1398؛ عاشوری، سیدمهدی (معاون ستادی تیپ مهندسی رزمی جهاد سازندگی استان فارس)، محمدرضا حسینی، 1398؛ گرمنجانی، فرهاد (عضو پشتیبانی جنگ جهاد سازندگی استان فارس)، محمدرضا حسینی، 1398؛ چالیک، علیاصغر (عضو پشتیبانی جنگ جهاد سازندگی استان فارس)، محمدرضا حسینی، 1398؛ منزوی، مهدی (عضو پشتیبانی جنگ جهاد سازندگی استان فارس)، محمدرضا حسینی، 1398؛ پورسراج، (عضو ستاد پشتیبانی نوح (ع) در زمان دفاع مقدس)، محمدرضا حسینی، 1399؛ پرویزی، علی و جعفر پرویزی (برادران شهید)، محمدرضا حسینی، 1399
محمدرضا حسینی