شهید هدایت اله مصلحیان
مصلحیان، هدایتالله (18 خرداد 1331- 12 فروردین 1367ش) فرمانده تیپ مهندسی رزمی امامصادق(ع) جهاد سازندگی.
او در شهر کازرون استان فارس به دنیا آمد. اسماعیل مصلحیان و معصومه زالی، پیش از او صاحب یک پسر و چهار دختر شده و نذر کرده بودند که اگر فرزند ششم آنها نیز پسر باشد نام او را هدایتالله بگذارند. شش سال بیشتر نداشت که پدر خود را از دست داد و بار سنگین زندگی به دوش مادر افتاد.(رهیافتگان، دفتر دوم، ص192) با همت و تلاش مادر و برادر بزرگترش نوروزعلی، شرایط تحصیلش فراهم شد و تحصیلات خود در مقطع دبستان را با موفقیت به پایان رساند. پس از پایان تحصیل در سال اول متوسطه، به دلیل مشکل مالی خانواده، درس را رها کرد و در کارگاه فنی برادرش مشغول به کار شد. او همچنین از سنین نوجوانی در مسجد و مراسمات مذهبی فعال بود و در تعزیهها شرکت میکرد. در چندین تعزیه در دوران کودکی نقش طفلان حضرت مسلم(ع) را بازی میکرد. روضه خوانی و مداحی در سوگ اباعبدالله الحسین(ع) را نیز از همان سنین آموخت. (زالی، ص1-2)
همت و تلاش او در انجام کارهای فنی به حدی بود که با درآمد حاصل از دسترنج خود در سن 22 سالگی و پیش از ازدواج، خانه مستقل داشت.(یوسفینژاد، بش) او در روز سوم تیر 1353ش با دختر دایی خود، پروین یوسفینژاد ازدواج کرد که ثمره آن 4 فرزند به نامهای مرضیه، محمدعلی، میثم و مجتبی بود. (رهیافتگان، دفتر دوم، ص192)
در ماههای منتهی به انقلاب اسلامی ایران (1357ش) او از مبارزین مطرح شهر کازرون علیه حکومت سلطنتی پهلوی (1304-1357ش) به شمار میرفت و در تمام تظاهرات این شهر حضور فعال داشت؛ به همین دلیل پس از پیروزی انقلاب (22/11/1357) شغل خود را رها کرد و به عنوان یکی از اعضای شورای ادارهی شهر کازرون انجام امورات شهر را برعهده گرفت. پس از صدور فرمان امام خمینی (ره) در تاریخ 27 خرداد 1358ش مبنی بر تشکیل جهاد سازندگی، او به همراه جمعی از دوستانش اولین شورای جهاد سازندگی کازرون را در جهت آبادانی روستاها و کمک به محرومین، تشکیل دادند. مصلحیان در این شورا مسئولیت قسمت آبرسانی روستایی را برعهده داشت. در آن زمان فقر و محرومیت در چند استان کشور شدت بیشتری داشت. همین امر باعث شد او پس از گذشت حدود یک سال از فعالیت در روستاهای استان فارس، برای خدمت به مناطق محروم استان هرمزگان راهی این استان شود.(همان، ص193) در برههاي از ماههای اول پس از پیروزی انقلاب، در ايام عاشوراي حسيني، گروهي ميخواستند اين محافل را به هم زده و ايجاد تشنج نمايند. او با تلاشی که براي حفظ ارزشها داشت، يكتنه جلوي آنها ايستاد و اين حركتها را نافرجام گذاشت. (ایمانی، ص4)
مصلحیان در 21 اردیبهشت 1360ش راهی جبهههای نبرد شد و به همکاری با جهاد فارس مستقر در آبادان پرداخت. او و چند نفر دیگر از نیروهای فنی، اولین گروه نجات ماشینآلات مهندسی جهاد در جنگ را ساماندهی کردند. به عقب کشاندن و تعمیر ماشینآلاتی که در خطوط مقدم جبهه آسیب دیده و از کار افتاده بودند، وظیفه مهمی بود که این گروه انجام میداد. نتیجه این اقدام، نجات تعداد زیادی لودر و بولدوزر به عنوان مهمترین ابزار مهندسی رزمی، از نابودی بود. (میرشفیعیان، بش) پس از مدت کوتاهی به دلیل تجربه فنی و مدیریتی و همچنین قابلیتهایی که در ستاد جنگ جهاد فارس از خود نشان داد به عنوان جانشین فرمانده جنگ جهاد فارس(عبدالرحمن جزایری) انتخاب گردید. (جزایری، بش)
او در سال 1361ش به عنوان شهردار کازرون انتخاب گردید و به این شهر بازگشت. در مدت حضورش در منصب شهرداری خدمات بسیاری به مردم مناطق محروم شهر ارائه داد. محرومیتزدایی از مناطق کمبرخوردار و همچنین گسیل صدها محموله کمکهای مردمی به جبهه های نبرد در جهت پشتیبانی نیروهای رزمنده، مهمترین اقدامات او در این منصب بود. کامیونهای مملو از اقلام خوراکی، پوشاک و وسایل ضروری برای رزمندگان، با تلاش مصلحیان و حمایت او به عنوان شهردار کازرون، از ستاد پشتیبانی جنگ جهاد این شهرستان، به جبهههای نبرد گسیل داده شدند. علاوه بر این نقش حمایتی، او در تمام مدت مسئولیتش در شهرداری، ارتباط خود را با مناطق عملیاتی قطع نکرد تا اینکه نهایتاً در اواخر سال 1363ش به منظور حضور دائمی در مناطق عملیاتی دفاع مقدس، از منصب شهرداری کنارهگیری کرد.(اسناد جنگ جهاد کشاورزی، مصاحبه با همرزمان)
پس از گذشت مدت کوتاهی از حضور دوباره او در مناطق جنگی، بهعلت سابقه فعالیتش در «ستاد پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد فارس»، در سال 1364ش طی حکمی از طرف شورای مرکزی جهادسازندگی فارس، به عنوان مسئول این ستاد، منصوب گردید.(سند ش003-3-2-2-1-6) بنابراین در عملیاتهای قادر، والفجر 8 و 9، کربلای 4 و 5، در کسوت فرمانده جهاد فارس در جنگ انجام وظیفه نمود. در ایام عملیات شخصاً در مناطق عملیاتی حضور مییافت و از نزدیک هماهنگیهای لازم برای تأمین مایحتاج پشتیبانی از رزمندگان را انجام میداد. در عملیات والفجر8 در فاو شیمیایی شد و پس از بهبودی نسبی دوباره به جبهه بازگشت. در مصاحبهای که راجع به فعالیتهای جهاد فارس در عملیات کربلای5 با او انجام شده است به موردی قابل توجه از رشادت رزمندگان جهاد فارس در شرایط سخت مرحله دوم عملیات کربلای 5 اشاره میکند: «19 نفر شبانه رفتند و تا ساعت 10 صبح در آنجا كار ميكردند. شما ميدانيد كه برادران روي لودر و بولدوزر واقعاً يك سيبل هستند. در این چند ساعت فعاليت چهار پنج دستگاه بولدوزر بود با 19 نفر نيرو كه هر كدام شهيد یا زخمی ميشد سريع نفر بعدي ميپريد بالای بولدوزر. از اين 19 نفر، تنها سه نفرشان برگشتند؛ بقيه شهيد و زخمي شدند. يعني تا آن لحظهاي كه خون در بدن داشتند و نفس ميكشيدند كار میكردند. علي ارقمي، فرماندهشان، شهدا و زخمیها را روی دوش گرفت و توی ماشين انداخت و آمدند عقب. آنها توانستند در آن آتش شديد دشمن، 300 متر خاكريز احداث و جناح چپ و راست را الحاق کنند. هر يك متر خاكريز در روز عمليات، واقعاً مساوي چند كيلومتر خاكريز عقب است».
در اسفند1366 جهاد فارس مأمور شد گروهی را به منطقه غرب کشور اعزام کند تا کار ساخت جاده دسترسی به منطقه عملیاتی والفجر10 (24/12/66-29/12/66) در دشت حلبچه را در کنار جهاد سایر استانها انجام دهند. مصلحیان نیز پس از چند روز از آغاز عملیات به منظور یاری رساندن به حسام دوستفاطمه، که پس از او به سمت فرماندهی جهاد فارس در جنگ منصوب گشته بود(20مهر1366)، و بدون اینکه رسماً مسئولیتی در جنگ داشته باشد، به منطقه عملیاتی رهسپار شد. پس از چند روز از شروع موفقیتآمیز عملیات و آزادسازی مناطق وسیعی از خاک عراق از جمله شهر حلبچه، ارتش بعثی، شهر و مقرهای پشتیبانی نیروهای ایرانی را به شدت مورد بمباران شیمیایی قرار داد. در این بمباران مقر جهاد فارس در کنار کوه ملهخور مریوان نیز مورد اصابت قرار گرفت و مصلحیان همراه با چندتن از همرزمانش، دچار مجروحیت شدید شیمیایی شد و ده روز در بیمارستان شهید فقیهی شیراز بستری بود. نهایتاً بهعلت شدت جراحات در 12 فروردین 1367ش در بیمارستان به شهادت رسید. (رهیافتگان، دفتر دوم، ص199)
به دلیل علاقهای که مصلحیان از کودکی به مدح و روضهخوانی ائمه اطهار(ع) داشت، در دوران جنگ تحمیلی نیز در بین رزمندگان به عنوان یکی از مداحان اهل بیت(ع) شناخته میشد. او همچنین سخنران قابلی به شمار میرفت و در سخنرانیهای خود در جمع جهادگران، چه در پشت جبهه و چه در بحبوحه نبرد، خط مشی و اعتقادات را به بهترین شیوه بیان مینمود: «از همان روز اولِ [جنگ]، ناسپاسان شروع به جوسازي كردند كه يك عده پابرهنه، يك عده بسيجي ميخواهند با اللهاكبر بر عراق پيروز شوند؛ اما ديديم و ديدند كه همين اللهاكبرها بود كه امت ما را، لشكريان اسلام، سپاه، بسيج و جهاد ما را به پيروزي رساند. اگر اللهاكبر از ما گرفته شود و در عالم ماده ظاهر شويم، اگر خدا را از ما بگيرند ما هيچ نداريم». (حکایت جنگ…، ص2)
او در شهر کازرون یکی از شاخصترین افرادی بود که به برگزاری مراسمات مذهبی و افطاری ماه مبارک رمضان اهتمام میورزید. مرحوم آیتالله ایمانی (امام جمعه کازرون و پس از آن شیراز) در مورد ویژگیهای شخصیتی او نقل میکند: «در همان اوايل پيروزي انقلاب كه امام خمینی(ره) حساب شماره 100 را اعلام كردند و بنياد مسكن انقلاب اسلامی تأسيس شد، جزء اولين كساني بود كه رقم قابل ملاحظهاي به اين حساب واريز نمودند و اين حركت باعث توجه بيشتر من به اين چهره فعال و انقلابي گشت… او از لحاظ خصوصیات اخلاقی بسیار معتقد و متدین بود. نسبت به مسائل دینی، مذهبی و شرعی فوقالعاده متعبد بود. این حالت چه در قبل از انقلاب و چه بعد از آن در او وجود داشت.» (ایمانی، ص4)
پیکر مطهر این شهید بزرگوار در گلزار شهدای شهر کازرون به خاک سپرده شده است. به پاس خدمات ارزشمند او به شهرستان کازرون و جبهه های جنگ، ناحیه صنعتی شمال شهرستان کازرون و یکی از خیابانهای این شهر، «شهید مصلحیان» نامگذاری شدهاند. در سال 1382 فیلم کوتاهی با عنوان «گروه نجات» از مجموعه نمایشی «سرگشته عشق» به کارگردانی احمد کاوری و تهیه کنندگی علی لدنی بر اساس خاطرهای از دوران مسئولیت او در گروه نجات مهندسی رزمی جهاد فارس ساخته شده است.
مآخذ: رهیافتگان، دفتر دوم، یادنامه سرداران شهید پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد، تهران: دفتر امور ایثارگران وزارت جهاد کشاورزی، 1388ش؛ جهاد کشاورزی استان فارس، آرشیو اسناد دفاع مقدس؛ ایمانی، اسدالله (امام جمعه فقید شیراز)، جمال جعفری، 1384؛ حکایت جنگ مهندسی رزمی جهاد سازندگی استان فارس، جعفری، جمال، 1384، موجود در آرشیو اسناد دفاع مقدس سازمان جهاد کشاورزی استان فارس؛ زالی، معصومه (مادر شهید هدایت الله مصلحیان)، جمال جفعری، 1384؛ یوسفینژاد، پروین (همسر شهید هدایت الله مصلحیان)، جمال جعفری، 1384؛ جزایری، عبدالرحمن (اولین فرمانده تیپ مهندسی رزمی جهاد سازندگی استان فارس)، محمدرضا حسینی، 1398؛ میرشفیعیان، سیدجواد (از اعضای ستاد کربلای جهاد سازندگی)، جمال جعفری، 1384
محمدرضا حسینی