شهید علی عسگر کریمی خرمی
کریمی خرمی، خانوادهای مذهبی که در محله پایین (مجاورت مسجد جامع) بخش خرمی شهرستان خرمبید استان فارس ساکن بودند و سه تن از آنان: علیعسگر، علیاصغر و محمدحسین، در جریان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران (31 شهریور 1359- 27 تیر 1368)، به شهادت رسیدند. پدرشان حسینقلی، کارگر روزمزد زمینهای کشاورزی و مادرشان خدیجه ساریخانی، خانهدار بود. مقاله زیر، به زندگینامه این 3 شهید، اختصاص دارد:
علی عسگر کریمی خرمی (20 آذر 1333- 18 اسفند 1360)، نیروی داوطلب بسیجی در جنگ تحمیلی.
علیعسگر، فرزند دوم از مجموع 7 فرزند خانواده بود. وی در 11340ش، تحصیلات خود را دبستان مهدیه(17شهریور کنونی) آغاز نمود و در 1346ش، به علت وضعیت اقتصادی نامناسب خانواده، به تحصیلات خود در کلاس ششم ابتدایی پایان داد و با قبول چوپانی دام مردم منطقه و درآمد حاصل از آن، بخشی از هزینههای خانواده خود را تأمین مینمود. او طی سالهای 1352 الی 1354ش، خدمت سربازی خود را در یگان سوم اجرائیات ژاندارمری مرکز شیراز گذراند. وی در تابستان 1354ش و پس از دریافت کارت پایان خدمت سربازی، جهت یافتن شغل در زمینه بنایی و معماری، که حرفه مورد علاقهاش نیز بود، برای مدت 2 سال، به شهر تهران مهاجرت کرد. سرانجام او در تابستان 1356ش به شهر خرمی بازگشت و به با سیما ابراهیمی ازدواج نمود که حاصل آن 2 فرزند به نامهای «مسلم» و «لیلا» است (ساریخانی. ابراهیم، بش).
وی در 1357ش و با شدت یافتن اعتراضات مردمی علیه رژیم پهلوی (1304- 1357ش) و اشاعه این تظاهرات به تمامی شهرها و روستاهای ایران، به صف معترضین پیوست و فعالانه به تکثیر اعلامیههای امام خمینی(ره)، حضور در جلسات انقلابی و روشنگری ابعاد مختلف انقلاب در اجتماعات، تا به ثمر نشستن انقلاب اسلامی در ایران(22 بهمن 1357) پرداخت (ابراهیمی، بش).
در 27 خرداد 1358، فرمان امام خمینی(ره) جهت تشکیل سازمان «جهاد سازندگی» با هدف رفع محرومیتهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، صادر شد و در ماههای بعد از آن، این تشکل در اقصی نقاط کشور گسترش یافت (صحیفه نور، ص 179). در تابستان 1358ش و پس از تشکیل جهاد سازندگی در شهرستان آباده استان فارس، علیعسگر کریمی به این سازمان پیوست و به عنوان بنا، مشغول ساخت و ساز ساختمانهایی نظیر مدارس، مساجد، درمانگاه و… در روستاها و مناطق کم برخوردار آن شهرستان شد (کریمی. نادعلی، بش).
وی پس از آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران (27 شهریور 1359)، به ساماندهی و جمعبندی امور و فعالیتهایش در جهاد سازندگی شهرستان آباده پرداخت و در اوایل زمستان 1360ش جهت اعزام به جبهه به عنوان نیروی رزمی داوطلب، نام نویسی نمود و پس از گذراندن 20 روز دوره آموزشی در پادگان شهید آیت الله دستغیب شهر کازرون استان فارس، در اواسط دی 1360، ابتدا به اهواز و سپس به خط مقدم منطقه شوش (استان خوزستان) اعزام و مشغول به خدمت گردید (کریمی. اسماعیل، بش؛ کریمی. ناد علی، بش).
او در 18 اسفند 1360، زمانی که در سنگر دیدهبانی خط مقدم منطقه غربی شوش و دهلران مشغول انجام مأموریت خود بود، ترکش گلوله خمپاره دشمن به سمت چپ قفسه سینهاش اصابت نمود که به علت شدت جراحت وارده، به درجه رفیع شهادت نائل آمد (کریمی. اسماعیل، بش).
از خصوصیات بارز اخلاقی وی میتوان به: توجه به نماز اول وقت، شوخ طبعی، گشاده رویی، بخشندگی، ظلمستیزی، تواضع و فروتنی اشاره کرد.
او با وجود شرایط ضعیف اقتصادی خود، دائما در فکر معیشت خویشان و اطرافیان خود بود و ازکمک به آنان دریغ نمیکرد و درمواجهه با همسر و فرزندانش نیز، صبور و نیکو رفتار بود. روحیه تلاشگر و متواضع وی در جبهه به قدری بود که ساعات استراحت خود در جبهه را به انجام کارهای تدارکاتی از جمله: پر کردن گونیهای خاک (جهت استفاده به عنوان سنگر) و نظافت سنگرها اختصاص داده بود (ابرهیمی، بش؛ کریمی. اسماعیل، بش).
در قسمتی از وصیتنامه او آمده است: «سلام بر رهبر کبیر انقلاب، امام خمینی و سلام بر شهیدان اسلام؛ از هابیل تا حسین(ع) و از حسین(ع) تا شهدای کربلای خوزستان. این وصیتنامه را در حالی مینویسم که انشاالله تا ساعاتی دیگر عازم جبهه نبرد هستم؛ با میل و علاقه کامل و عشق به جنگیدن در راه الله. از تمام خویشاوندانم خداحافظی میکنم و طلب حلالیت دارم و دلم میخواهد که راه من را ادامه دهند تا انشاالله انقلاب اسلامی ایران که هدفش همان سرنگونی تمام رژیمهای ضد الله است، به ثمر [نهایی] برسد. از مردم و بخصوص بستگانم میخواهم که همیشه پیرو راه امام خمینی و گوش به فرمان او باشید.» (بنیاد…، «وصیت نامه»، سند ش: 10955/6/1/ش، بش).
سرانجام در اواخر زمستان 1360ش، پیکر شهید علیعسگر کریمی خرمی با حضور اعضای خانواده و جمعی از مردم، دوستان، همکاران و همرزمانش در شهر خرمی تشییع و در گلزار شهدای همان منطقه، به خاک سپرده شد (ساریخانی. ابراهیم، بش).
مآخذ: ابراهیمی، سیما (همسر علیعسگر کریمی)، عباس فضلی، 1383ش؛ بنیاد شهید و امورایثارگران استان فارس، «وصیتنامه علیعسگر کریمی»، تاریخ سند: 26 دی 1360، سند ش: 10955/6/1/ش، موجود در مرکز اسناد بنیاد شهید و امورایثارگران استان فارس؛ بنیاد شهید و امورایثارگران استان فارس، «وصیتنامه محمدحسین کریمی»، تاریخ سند: 1 دی 1365، سند ش: 30565/65/1/ش، موجود در همانجا؛ پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد سازندگی استان فارس، «گواهی خدمت علیاصغر کریمی»، تاریخ سند: 13 اردیبهشت 1364، سند ش: 109/17، موجود در مرکز اسناد دفاع مقدس جهاد کشاورزی استان فارس؛ پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد سازندگی استان فارس، «گواهی خدمت علیاصغر کریمی»، تاریخ سند: 29 آذر 1372، سند ش: 581/10/1، موجود در همانجا؛ پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد سازندگی استان فارس، «گواهی شهادت علیاصغر کریمی»، تاریخ سند: 15 فروردین 1364، سند ش: 11938/5/ک ، موجود در همانجا؛ جهاد سازندگی استان فارس، «وصیتنامه علیاصغر کریمی»، تاریخ سند: 20 اسفند 1363، بدون شماره، موجود در همانجا؛ ساریخانی، ابراهیم (داماد خانواده کریمی)، سیده زهرا میرشفیعیان، تابستان 1401ش؛ ساریخانی، خدیجه (مادر شهیدان کریمی)، عباس فضلی، 1383ش؛ ستاد مرکزی پشتیبانی جنگ جهاد سازندگی، «گواهی پایان دوره آموزشی علیاصغر کریمی»، تاریخ سند: 19 آذز 1369، سند ش: 559/الف، موجود در مرکز اسناد دفاع مقدس جهاد کشاورزی استان فارس؛ صحیفه نور، جلد 8 (مجموعه بیانات بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران)، امام خمینی(ره)، تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، 1378ش؛ کریمی، اسماعیل (همرزم علیعسگر کریمی)، عباس فضلی، 1383ش؛ کریمی، نادعلی (از دوستان علیعسگر کریمی)، عباس فضلی، 1383ش؛