شهید علی اصغر مرادی
مرادی، علیاصغر(20 آبان1341- 19 اردیبهشت 1361) مسئول مهندسی محور عملیاتی جهاد سازندگی استان فارس.
او در خانوادهای پرجمعیت متشکل از یک دختر و شش پسر، در شهرستان سپیدان(اردکان) در استان فارس به دنیا آمد. پدرش بهمن، کارگری ساده و مادرش نساء کشاورز اردکانی، خانهدار بود. به دلیل مشکلات معیشتی خانواده در 5 سالگی همراه با پدر و مادرش مجبور به هجرت از اردكان به شيراز شده و در محله گلکوب شیراز ساکن شدند. وی دوران تحصیل ابتدایی و راهنمایی خود را در مدرسه قوام(هنرستان حاج قوام کنونی) این شهر به تحصیل پرداخت. از همان کودکی نصف روز را در مدرسه به تحصیل میپرداخت و نصف ديگر را در كارگاه صافكاري کار میکرد تا كمك خرجي پدر و مادر باشد. با وجود اندك دستمزدی که داشت او مجبور بود، تابستان در گرماي سوزان در حاليكه خیلی از هم سن و سالهایش به تفريح، ديد و بازديد و گردش روزگار را می گذراندند، كار كند تا مخارج خود و خانواده اش را فراهم نماید.(کشاورز اردکانی، بش)
با شروع نهضت انقلاب اسلامی، در پخش اعلامیههای امام خمینی(ره) شرکت داشت و در راهپیمایی مردم شیراز علیه رژیم پهلوی دوم(حک: 1320- 1357ش) همگام با برادرانش حضور فعال داشت. علياصغر در كليه تظاهرات و راهپيمایيها شركت ميكرد، شب را در كوچه و خيابان با شعارنویسی به خاطر خدا تا صبح به سر ميكرد تا اينكه روز 22 بهمن 1357 فرا رسيد. حمله به شهرباني توسط نيروهاي مردمي صورت گرفت و مرادی همراه برادرش در اين جريان شركت كرد. ساعتي نگذشت كه از طرف مزدوران تيري به دست برادرش عطاءاله(شهادت: 2 تیر1360) اصابت كرد و او مجبور شد برادرش را به بيمارستان ببرد ولي بعد از چند دقيقه به محل درگيري بازگشت و به تظاهرات ادامه داد كه به لطف پروردگار آن روز انقلاب اسلامی به پیروزی رسید. بعد از پیروزی انقلاب او درسش را ادامه داد و تا سوم دبیرستان در مدرسه سلطانی(ملاصدرا کنونی) شهر شیراز در رشته ریاضی فیزیک به تحصیل پرداخت.(مرادی، بش)
او همزمان با تحصیل در امور فرهنگی مسجد امام حسن مجتبی (ع) محله گلشن شیراز همکاری داشت و عضو پایگاه مقاومت بسیج شهید یوسفی و انجمن اسلامی این مسجد بود. علياصغر كه رابط انجمن اسلامی با سپاه پاسداران، بسيج و جهاد سازندگي بود، پس از ساعت کاری انجمن به تدریس قرائت قرآن به ديگر بچهها میپرداخت.
با شروع جنگ تحمیلی(31 شهریور 1359) ابتدا برادرش عطاءاله به جبهه رفت و پس از گذشت هفت ماه و سه هفته در تاریخ 2 تیر 1360 در آبادان به شهادت رسید.(فرهنگ اعلام، ص1345) این اتفاق خیلی بر روحیه او تأثیر گذاشت و تصمیم گرفت جای خالی برادرش را در جبهه پر کند. وی که اصرار زیادی برای رفتن به جبهه داشت در مقابل درخواست والدین که: «تو میتواني در اينجا هم برای خدا كار كني» ميگفت: «در اينجا كه شهادت نصیبم نمیشود و من میترسم دير به جبهه بروم و نتوانم به ديگر برادران كمك كنم، جنگ هم به نفع اسلام تمام شود و من لياقت شهيد شدن در این راه را پيدا نكنم.»(کشاورز اردکانی، بش) او16 مرداد 1360 از طریق جهاد سازندگي استان فارس به جبهه رفت و در آبادان در کنار جهادگران رانندگی با لودر و بولدوزر را آموخت و در کنار ایشان به احداث سنگر و خاكريز برای رزمندگان مشغول بود.(جعفری، بش)
او برای آخرین بار در 11 اردیبهشت 1361 به جبهه رفت تا همگام با جهادگران جهادسازندگی فارس در عملیات بيتالمقدس که از 10 اردیبهشت 1361آغاز شده بود، شرکت کند. در این عملیات فرماندهی قرارگاه مهندسی نصر که متشکل از جهاد 9 استان کشور و بخشهایی از واحدهای مهندسی ارتش و سپاه پاسداران به جهاد فارس واگذار شد و این قرارگاه توانست به توفیقات بزرگی در زمینه جبهه سازی و پشتیبانی از رزمندگان اسلام از جمله ساخت جاده، خاکریز، سنگر، سکوی شلیک و احداث اورژانس صحرایی، تپه و دکل دیدهبانی، راهاندازی تعمیرگاههای ثابت و سیار و سایت موشکی دست یابد.(باقری، ص 121-104) علی اصغر که راننده لودر با تجربه ای بود(جعفری، بش) در عملیات بیتالمقدس در جایگاه فرمانده گروهان مهندسی ظاهر شد و مسئولیت یک گروهان مهندسی که متشکل از تعدادی راننده لودر، بولدوزر، اسکورت و تدارکات بود به او سپرده شد و به خوبی از عهده این کار برمیآمد.(میرشفیعیان،بش)
او پس از 277 روز حضور در جبهههای نبرد در 19 اردیبهشت 1361 در عملیات بیتالمقدس به شهادت رسید. پیکر وی پس از تشییع در شیراز در گلزار شهدای دارالرحمه شیراز به خاک سپرده شد.(آرشیو اسناد…، سندش:60328)
علی اصغر علاوه بر اینکه به عنوان راننده لودر و بلدوزر در عملیاتهای مهندسی رزمی شبانه در خطوط مقدم و نقاط پر خطر انجام وظیفه مینمود، در مواقع لزوم و هنگام سنگین شدن فشار کار در سر و سامان دادن به امور و هماهنگی نیروها و روحیه بخشی به آنها نیرویی مطمئن به شمار میرفت. او همچنین از خود گذشتگی فراوان و سرِ نترسی داشت و فوقالعاده با محبت و صمیمی بود. فداکاری و عشق به خدمت و جلب رضای خدا در رفتار و سیمای او همیشه نمایان بود.(میرشفیعیان، بش)
مرادی وصیتنامه خود را اینگونه نوشته است: «با ديدن چند عكس از آلبوم، صحنههايي از آبادان به يادم آمد. در خود فرو رفتم و افكارم را جمع كردم و به اين نتيجه رسيدم كه بايد رفت؛ چرا که فكر كردم امام در يكي از سخنرانيهايشان ميفرمايند: “جوانان بيشتر به جبهه بروند تا آنهايي كه در جبهه هستند خسته نشوند.” فكر كردم آري واقعاً بايد رفت. تا كي فرزندان پاک ما در جبههها خون بدهند ولي ما در اينجا سرگرم درس خواندن هستيم. بله بايد درس را خواند اما نه هر كس. هر چه ميخواهم به خود تحميل كنم كه بايد درس بخوانم؛ امّا نميتوانم؛ حوصله درس خواندن را ندارم. امروز که ما به عنوان يك فرد در اين انقلاب ميتوانيم به جبههها برويم و به كمك برادرانمان بشتابيم، براي خدا بجنگيم و دشمن را از بين ببريم، چرا نرويم؟ و فردا خواهيم ديد كه عقب افتاده ايم و هيچگاه ديگر به ياران خود نخواهيم رسيد زيرا آنان به موقع شروع كردند. در هر حال از اين لحظه، ساعت «09:27» دقيقه كه خودم تنها در کتابخانه نشستهام، تصميم گرفتم؛ درس را ترك كرده و به جبهه حق عليه باطل بروم تا بار ديگر ادامه دهنده راه پرتداوم و سرخ برادر باشم. من ميروم و اميدوارم شمايي كه اين دستخط را میخوانيد با درك رسالت واقعي خويش راه خود را به پيمائید و هميشه گوش به زنگ اين پيرِ خرد(امام خمینی«ره») باشيد و هميشه ادامه دهنده راه خونين شهيدانمان.»(جعفری، بش)
مادرِ علیاصغر مرادی از جمله بانوانی بود که در پشتیبانی جنگ جهاد استان فارس در شیراز مشغول فعالیت و کمکرسانی به رزمندگان بود (میرشفیعیان، بش) و به جز برادرش عطاءالله که در 2 تیر 1360 به شهادت رسید(فرهنگ اعلام، ص1345)، سه تن دیگر از برادران او نیز در برهههای مختلف دفاع مقدس حضور فعال داشتهاند که از میان آنها ابراهیم و علی مجروح گشته و به درجه جانبازی نائل آمدهاند.
مأخذ:
آرشیو اسناد مرکز حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس سازمان جهاد کشاورزی استان فارس؛ باقری، سیدهالهام، خرمشهر جاودانه، به آفرین، تهران، 1384ش؛ جعفری، جمال، «زندگینامه و وصیتنامه شهید»، موجود در مرکز حفظ آثار دفاع مقدس سازمان جهاد کشاورزی استان فارس، 1387ش؛ فرهنگ اعلام شهدا، استان فارس، جلد دوم، مرکز مطالعات و پژوهشهای بنیاد شهید و امور ایثارگران، نشر شاهد، 1395؛ کشاورز اردکانی، نساء(مادر شهیدان عطاءاله و علیاصغر مرادی)، مصاحبه با مرکز حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس سازمان جهاد کشاورزی استان فارس، 8 آبان 1364ش؛ مرادی، اسماعیل(برادر شهیدان عطاءاله و علیاصغر مرادی)، حمیدرضا پورصادقی، 24 شهریور 1399؛ میرشفیعیان، سیدجواد، محمدرضا حسینی، 13 شهریور 1398.
حمیدرضا پورصادقی