شهید رضا رحیمی خرسند
رضا رحیمی خرسند (10 آبان 1336- 12 اردیبهشت 1361)، مسئول واحد دکلسازی جهاد سازندگی استان فارس در دفاع مقدس.
رضا، به عنوان فرزند دوم خانواده، در شهر ری متولد شد و بعد از آن به همراه خانوادهاش به محله نازیآباد شهر تهران مهاجرت کرد. او تحصیلاتش را از 1343ش در دبستان صبوحی(هماکنون منحل شده) آغاز نمود. سپس از 1349ش، به دبیرستان محمدرضا شاه(شریعتی کنونی) وارد و در 1355ش، موفق به اخد مدرک دیپلم فنی شد. رضا رحیمیخرسند پس از اتمام تحصیلات خود و معافیت از خدمت سربازی، به کار در کارگاه تراشکاری مشغول گشت و پس از آن استادکار نصب داربستهای فلزی شد. او از 1357ش و با اوجگیری اعتراضات مردمی علیه رژیم پهلوی (1304- 1357ش)، به فعالیتهای انقلابی نظیر: انتشار اعلامیههای امام خمینی(ره) و شرکت در تظاهرات پرداخت. وی همچنین در آن دوران، با هزینه شخصی خود، به تهییه خوراکی برای شرکتکنندگان در راهپیماییها نیز مشغول بود (رحیمی خرسند، بش).
رضا رحیمیخرسند پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران(22 بهمن 1357)، برای مدتی به عنوان معلم افتخاری آموزش و پرورش و به صورت رایگان، به تدریس دروس علوم و دینی در مدرسهای راهنمایی مشغول بود (همو، بش).
او در 1358ش، با زهرا فلاحی ازدواج نمود. حاصل این این ازدواج 1 فرزند به نام «یاسر» است (اصغری، ص 79؛ رحیمیخرسند، بش).
وی در اواخر زمستان 1359ش، در ستاد اعزام نیروهای داوطلب به جبهههای جنگ در تهران نامنویسی کرد و به علت داشتن توانمندیهای فنی و مهندسی، به ستاد پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد سازندگی استان فارس در منطقه آبادان پیوست (همو، بش).
او در ابتدا و از 1360ش، از اولین اعضای تشکیلدهنده «گروه نجات» شد. این گروه که بخش فعال و اختصاصی مهندسی رزمی جهاد سازندگی استان فارس در منطقه بود، به تعمیر و انتقال کلیه ماشینآلات محدوده آبادان به تعمیرگاه امن آن ستاد میپرداخت که شامل نجات کلیه وسایل نقلیه سبک و سنگین و ماشینآلات مهندسی و رزمی خودی یا غنیمتی میشد که به دلایل مختلفی از جمله اصابت گلوله، زمینگیر شدن در باتلاق و… در منطقه به جا مانده بود. این گروه علاوه بر تأمین نیازهای فنی، در صورت مجروحیت و یا شهادت رانندگان بخش مهندسی، سریعاً وارد عمل میشد و از وقفه در کار جلوگیری میکرد (اصغری، ص 242 و 243).
از اوایل پاییز 1358ش تا اواخر پاییز 1360ش و سالهای آغازین جنگ، در مناطق شهری مانند آبادان و خرمشهر، از پشتبام خانهها به عنوان سنگر دیدهبانی استفاده میشد و در صحرای باز، دیدهبانی روی تپههای خاکی که بهوسیله دستگاه لودر احداث گردیده بود، صورت میگرفت. مشکل عمده تپههای دیدهبانی این بود که دیدهبان عمق بسیار کمی از جبهه دشمن را تحت رصد خود داشت. این نقیصه باعث شد که در زمستان 1360ش، تعدادی از نیروهای جهاد سازندگی استان فارس از جمله رضا رحیمیخرسند، با طرح اولیه استفاده از دکلهای برق در سطح منطقه و تغییر کاربری آن به دکلهای دیدهبانی، واحد دکلسازی آن ستاد را راهاندازی کنند (همو، ص 413).
او در 2 فروردین 1361، به عنوان عضوی از واحد دکلسازی جهاد سازندگی استان فارس، در عملیات فتح المبین شرکت کرد و به همراه دیگر نیروهای آن واحد مهندسی، چندین دکل دیدهبانی را در مناطق شوش و دهلران (استان خوزستان)، با استفاده از دکلهای انتقال برق موجود در منطقه که به دلیل شرایط جنگی غیر قابل استفاده شده بودند، احداث نمود (همو، ص 461 و 462).
او در اوایل اردیبهشت 1361 و پیش از آغاز عملیات بیت المقدس، به عنوان سرپرست واحد دکلسازی جهاد سازندگی استان فارس و به همراه دیگر اعضای گروهش، تعدادی دکل دیدهبانی بسیار مهم در نزدیکی مواضع دشمن در منطقه دارخویین احداث کرد (همو، ص 535).
در 10 اردیبهشت 1361 و با شروع عملیات بیت المقدس، عملیات مهندسی محور دارخویین بر عهده جهاد سازندگی استان فارس قرار گرفت و رضا رحیمیخرسند نیز به عنوان مسئول واحد دکل سازی آن ستاد، در این عملیات حضور یافت (همو، ص 79).
سرانجام رضا رحیمیخرسند در 12 اردیبهشت 1361، حین انجام مأموریت مهندسی در جریان همان عملیات در محور دارخویین، از ناحیه گردن، مورد اصابت ترکش خمپاره دشمن قرار گرفت و به درجه رفیع شهادت رسید (رحیمیخرسند، بش).
از خصوصیات بارز اخلاقی وی میتوان به: بیتوجهی به مال دنیا، تواضع، بخشندگی، فداکاری، مسئولیت پذیری، شجاعت و مهربانی اشاره کرد. رضا رحیمیخرسند در اواخر سال ۱۳۶۰ش، از طرف ستاد مهندسی رزمی جهاد سازندگی استان فارس در منطقه آبادان، مأموریت یافت که به فاصله هر ۵ کیلومتر از ساحل شرقی رودخانه کارون، یک دکل دیدهبانی احداث کند. او به واسطه استعداد فنی و ابتکار خود، با استفاده از لولهها و بستهای فلزی، دکلهایی هرمی ساخت که از پایههایی با قطر بسیار کم برخوردار بود و قسمت فوقانی آنها با استفاده از گونی، استتار میشد. این شکل ساختاری دکلهای دیدهبانی ابتکاری وی باعث شد که گلولههای تانک شلیک شده به سمت آنها، کمترین میزان برخورد را داشته باشد (جزایری، بش). او در اواخر فروردین 1361 و پیش از آغاز عملیات بیت المقدس، جهت دریافت لوازم یدکی مورد نیاز ماشینآلات جهاد سازندگی استان فارس در جبهه، مأموریت یافت. پس از عزیمت وی به جهاد سازندگی مرکزی در تهران، پاسخ به درخواست او دچار تأخیر در روند اداری شد. به علت لزوم هر چه سریعتر آن لوازم یدکی در منطقه، رضا رحیمیخرسند، خودروی شخصی خود را فروخت و با درآمد حاصل از آن، کلیه قطعات را تهییه و بدون اتلاف وقت به جبهه بازگشت (اصغری، ص 303 و 304).
در قسمتی از وصیت نامه وی آمده است: «من این راه را، که راه انبیاء و پاکان است، با فکری باز انتخاب کردم و به شما توصیه میکنم این مسیر را ادامه دهید تا بتوانیم انقلاب اسلامی را به دنیا صادر کنیم و در مقابل دشمنان ایستادگی نماییم.» (رحیمیخرسند، بش).
سرانجام پیکر این شهید، در اواسط اردیبهشت 1361 و با حضور اعضای خانواده، مردم و جمعی از دوستان و همرزمانش تشییع و در گلزار شهدای بهشت زهرا(س) تهران به خاک سپرده شد (همو، بش).
مآخذ: اصغری، علیمحمد، دلاوران گمنام. جلد1 (جهاد سازندگی استان فارس در دفاع مقدس)، شیراز: فرهنگستان ادب، 1399ش؛ جزایری، عبدالرحمن (یکی از فرماندهان ستاد پشتیبانی مهندسی جنگ جهاد سازندگی استان فارس در جبههی جنوب)، علیمحمد اصغری، 1401ش؛ دلاوران گمنام. جلد 2 (جهاد سازندگی استان فارس در دفاع مقدس)، علیمحمد اصغری، شیراز: فرهنگستان ادب، 1399ش؛ رحیمیخرسند، ناصر (برادر شهیدان رضا و رسول رحیمیخرسند)، سیده زهرا میرشفیعیان، تیر 1401؛ سایت نوید شاهد تهران، «شهادت همسرم را به پسرم تبریک گفتم»، 25 شهریور 1398، www.tehran.navideshahed.com، مرداد 1401؛
/سیده زهرا میرشفیعیان/